یادداشت: مهرو عزتی
بدیهی است هر اندازه هدایت و اجرای چنین رویدادهایی به دست نهادهای تخصصی هنر و اهالی این حوزه سپرده شود، ارزش افزوده، عمق و اثربخشی آن دوچندان خواهد بود.
در این میان، جامعه رسانهای و منتقدان هنری استان، نه در جایگاه تماشاگرانی منفعل، بلکه بر اساس رسالت، تعهد حرفهای و عشق به تعالی فرهنگ و هنر بومی، وظیفه خود میدانند که با نگاهی تحلیلی، منصفانه و خیرخواهانه در کنار این جریان بایستند. دبیر جشنواره محورها و اهداف شایستهای را برای این دوره تبیین کردهاند؛ اهدافی ارزشمند که تحقق آنها میتواند دستاوردی ماندگار باشد. با این نگاه و با تأکید بر اینکه «سنجش نهایی و دقیق میزان موفقیت این اهداف، در پایان رویداد و با بررسی خروجیها میسر خواهد بود»، به مرور این محورها میپردازیم:
۱ - بازآفرینی فضاهای عمومی استان؛ از اجرا تا پایداری
یکی از نقاط قوت جشنواره، تأکید بر بازآفرینی فضاهای شهری و عمومی همچون پارکها، گذرهای عمومی و کافههاست. با این حال، پرسش کلیدی که پاسخ آن در پایان جشنواره مشخص میشود این است: خروجی ملموس این حضور چیست؟ نمایشها در کدام کافهها و فضاها به اجرا درآمدند و ارتباط اثر با هویت آن فضا چگونه شکل گرفت؟ از آن مهمتر، برای فردای پس از جشنواره چه طرحی اندیشیده شده است؟ آیا میتوان امیدوار بود که برخی کافهها و فضاهای شهری استان بهصورت مستمر و مشابه کلانشهرها به «کافهتئاتر» یا پلاتوهای کوچک تبدیل شوند؟ پاسخ به این پرسشها در گزارش پایانی جشنواره نشان خواهد داد که آیا به یک فرهنگسازی عمیق و پایدار رسیدهایم یا ماجرا صرفاً به یک موج کوتاهمدت اجرایی محدود مانده است.
۲ - بسترسازی برای درخشش هنرمندان نوظهور؛ شفافیت در معرفی استعدادها
معرفی و پرورش نسل جدید، رسالت بنیادین هر جشنواره پویایی است. انتظار میرود در پایان جشنواره و در قالب گزارشهای رسمی، فهرست مشخص و دقیقی از این چهرهها و گروههای نوظهور ارائه شود؛ نامهایی که تا پیش از این کمتر مجالی برای عرضاندام داشتهاند؛ اما این رویداد بستر دیدهشدن آنها را فراهم ساخته است؛ تا بتوان سهم واقعی جشنواره در جوانگرایی و کشف استعدادهای تازه را ارزیابی کرد.
۳- تلاقی هنرمندان، مسئولان فرهنگی و مخاطبان؛ از تشریفات تا همراهی در میدان
پیوند میان جامعه هنری و مدیران فرهنگی زمانی محقق میشود که حضور مسئولان فراتر از آیینهای افتتاحیه و اختتامیه و پشت تریبونها باشد. تلاقی واقعی هنگامی شکل میگیرد که مدیران در کنار مردم و هنرمندان، در دل فضاهای محیطی بنشینند و به تماشای دغدغههای هنری بنشینند. کارنامه جشنواره در پایان نشان خواهد داد که چقدر این تعامل چهرهبهچهره و بیواسطه میان مدیران و بدنه هنر استان محقق شده است.
۴ - رویارویی با تجربهای بدیع؛ محک تجربه زیسته مخاطب
اینکه نمایشها قرار است تجربهای تازه و غیرمنتظره برای تماشاگر رقم بزنند، ادعایی جذاب است؛ اما واقعیت ارتباط میان صحنه (محیط) و مخاطب را نمیتوان پیش از اجرا قضاوت کرد. در انتهای رویداد و با اتکا به بازخورد مخاطبان عام، میزان استقبال و کیفیت درگیری ذهنی و حسی آنها، میتوان سنجید که آیا جشنواره توانسته تجربهای واقعاً متفاوت و اثرگذار در حافظه جمعی شهروندان ثبت کند یا خیر.
۵ - بازتعریف پرسشهای انسانی در دل فضاهای محیطی؛ ارزیابی عمق معرفتی آثار
پیوند دادن پرسشهای بنیادی و معرفتی بشر با محیطهای عمومی و روزمره، افقی بسیار بلند و ارزشمند است که در صورت تحقق، وزانت هنری استان را ارتقا میدهد. با پایان جشنواره و از خلال نگاه منتقدان و کارشناسان، مشخص خواهد شد که آیا متنها و فرمهای اجرایی توانستهاند از سطح به عمق حرکت کنند و دغدغههای اصیل انسانی را به میان شهروندان ببرند یا خیر.
۶ - رویکرد غیرمتمرکز؛ گامی نخست و افقی گستردهتر
توزیع اجراها در همدان، نهاوند، لالجین و درگزین، رویکردی مبارک و شایسته تقدیر است؛ اما با توجه به اینکه استان همدان حدودا از ۱۰ شهرستان تشکیل شده است، این گام را باید آغازی محترم برای حرکت بهسوی تمرکززدایی دانست. شایسته است این واقعیت حفظ شود که غیرمتمرکز بودن تمامعیار، زمانی محقق میشود که دستکم بیش از نیمی از جغرافیای استان درگیر رویداد باشد؛ چشماندازی که امیدواریم خروجی و تجربیات این دوره، مسیر تحقق آن را برای دورههای آتی هموارتر کند.
نقد پس از پایان جشنواره
نخستین جشنواره غیرمتمرکز تئاتر محیطی استان همدان، حرکتی نوآورانه و در خور تحسین برای تزریق نشاط و هنر به فضاهای زیست روزمره است. جامعه رسانهای استان ضمن خداقوت به دستاندرکاران و هنرمندان گرامی، در انتظار پایان این رویداد مینشیند تا در گفتوگویی کارشناسی و شفاف، دستاوردها و خروجیهای هر یک از محورهای یادشده را بررسی کند. بیشک، همراهی نقد تخصصی با تلاشهای اجرایی، مهمترین ضامن بالندگی و بلوغ هنر در دیار کهن همدان خواهد بود.