1405 سه‌شنبه 3 شهريور
برچسب:

#سینما

بعضی شخصیت‌ها آن‌قدر با بازیگرشان عجین می‌شوند که دیگر نمی‌شود به‌سادگی میان «نقش» و «بازیگر» فاصله گذاشت. «آقای قاضی» برای من یکی از همین‌هاست. بهزاد خلج فقط نقش یک قاضی را بازی نمی‌کرد؛ با چهره، صدا، مکث‌ها، نگاه و حتی سکوتش تصویری ساخته بود که مخاطب بعد از دو فصل، قاضی را با همان شمایل می‌شناخت. حالا سریال دوباره پخش شده، اما پشت آن میز قاضی، چهره دیگری نشسته است؛ و مسئله دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شود.

سروش صحت در استخر همچنان به جهان آشنای خود وفادار مانده است؛ جهانی که مرگ، تنهایی، روابط انسانی و عناصر سوررئال ستون‌های اصلی آن را می‌سازند. اما این بار، با وجود حفظ امضای شخصی کارگردان، فیلم نمی‌تواند به اندازه آثار موفق قبلی او تأثیرگذار و ماندگار باشد.

اقتباس از هزار و یک شب فراتر از استفاده از نامی آشنا، ورود به قلمرویی است که قصه‌گویی در آن با حافظه‌ی جمعی، افسانه، کهن‌الگو و هاله‌ای اسطوره‌گون درهم تنیده شده است. مصطفی کیایی در سریال هزار و یک شب می‌کوشد این میراث روایی را با زبان سینما، جهان‌های موازی، فلش‌بک و شکوه بصری پیوند بزند؛ تلاشی که گرچه در سطح اجرا چشمگیر است، اما در سطح روایت و منطق درونی، زیر بارِ پیچیدگی‌های مهارنشده از هم می‌پاشد.

آخرین خبرها