لیلا نورمحمدیان منظر
کارشناس ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان همدان
طرح ادبی:
طرح درس این جلسه برای گروه نوجوان، بر پایه تصاویر کلاژ شده با هدف ایجاد انگیزه برای نوشتن، تدوین شده بود. برای هدایت ذهن مخاطب، فرایند داستان نویسی بر اساس سه اصل کلیدی طراحی گردید:
۱. تعریف شخصیت اصلی: (نامگذاری و شخصیتپردازی اولیه).
۲. تعیین ویژگیهای شخصیتی: (ویژگیهای فردی، شغلی، رفتاری و...) جهت عمیقتر شدن روایت.
۳. طراحی چالش یا حادثه: (ایجاد کشش و پیشبرد داستان).
علاوه بر این، برای ایجاد هیجان در روایت، طرح "شکار کلمات خوشطعم" متشکل از ۶ کلمه برای نفر پیشبینی شده بود؛ به این صورت که هر نوجوان ۶ کلمه کلیدی نوشته شده تا مخاطب با استخراج این کلمات، داستان را پیش ببرد.
اجرای عملی و گروهبندی:
در گام بعدی بر اساس این چالشهای تعیین شده به فعالیت پرداختند:
* گروه اول:
۱. شخصیت (زرافه)
۲. ویژگی (پیتزا فروشی اقاقیا)
۳. چالش (جشن تولد).
* گروه دوم:
۱. شخصیت (زرافه)
۲. ویژگی (قاضی پلنگ)
۳. چالش (دزدِ برگ اقاقیا).
* گروه سوم:
۱. شخصیت (زرافه)
۲. ویژگی (خوششانس)
۳. چالش (مرغ عشق و جیغ).
* گروه چهارم:
۱. شخصیت (بچه زرافه)
۲. ویژگی (ترسو)
۳. چالش (عینک واقعیت مجازی).
گامهای اجرایی:
به منظور بهرهمندی حداکثری از زمان و تمرکز بر "خلق اثر"، کاربرگهای خلاقانه از پیش طراحی و آماده شده بود. در گام نخست، نوجوانان با ابداع هویت و نام برای شخصیتهای خود، دنیای داستان را خلق کردند. سپس در مرحله شکار کلمات، هر عضو با انتخاب تصادفی یک برگ اقاقیا (حاوی ۶ کلمه)، آنها را در جایگاه مشخصشده (دهان زرافه) قرار داد و با پیوند دادن این کلمات به اصول داستاننویسی، روایتهای منحصربهفرد خود را به رشته تحریر درآوردند.
دستاوردها و نتیجهگیری:
در نهایت، این همگرایی منجر به خلق داستانکهای جذابی با مضامین فانتزی، خیالی و طنز شد؛ آثاری نظیر "دزد برگ درختان"، "زرافه پِپِر" و "زرافه خالخالی".
در طول جلسه، بر رفع ترس از "اشتباه نوشتن" تاکید شد تا نوجوانان بدون نگرانی از قواعد دستوری، صرفاً بر پیوند دادن ایدهها تمرکز کنند. در پایان، با بازخوانی داستانها و برجستهسازی نقاط قوت هر اثر، لذت نوشتن خلاق در آنها نهادینه شد. اهدای کتاب به شرکت کنندگان نیز، با هدف روشن نگهداشتن جرقه نویسندگی در قلب آنها، تکمیل کننده این تجربه شیرین بود.
یکی از بزرگترین چالشها در مواجهه مخاطبان کودک و نوجوان در حوزهی ادبیات، تبدیل "اشتیاق به کلمات" به "تواناییِ خلق روایت" است.
بسیاری از نوجوانان، با وجود علاقه به داستاننویسی، در برابر کاغذ سفید دچار نوعی نقص و یا عدم کارایی بخش خلاقانه میشوند؛ ترس از اشتباه، ناتوانی در پیوند دادن ایدهها و نبودِ ساختار مناسب، مانع از بروز استعدادهای نوظهور میگردد.
تجربه اجرای طرح ادبی در خانههای مهر، پاسخی عملی به این چالش بود:
چگونه میتوانیم بدون محدود کردن ذهن، به خلاقیتِ خام، "ساختار" ببخشیم؟
۱. از ساختار تا رهایی در طراحی این طرح، دیدگاه من بر این اصل استوار بود که خلاقیت، نیازمند ساختار دهی است.
پس برای رسیدن به این هدف، فرایند آموزشی را از سه لایه عبور دادم:
به جای ارائه دستورالعملهای خشکِ داستاننویسی، مفاهیم پیچیده را به سه رکن ملموس (شخصیت، ویژگی، چالش) تقلیل دادم.
هدف از این کار، کاهش بارِ شناختی مخاطب بود تا ذهن او به جای درگیر شدن با "چگونه نوشتن"، بر "چه نوشتن" تمرکز کند.
۲. استفاده از تکنیک "شکار کلمات خوشطعم" (برگهای اقاقیا)، نقشی کلیدی در شکستن سکوتِ ذهنی نوجوانان داشت. در واقع این روش باعث شد که فرایند انتخاب کلمه، از یک امر تکراری، به یک بازیِ اکتشافی تبدیل شود و نوجوان با هر کلمه، مسیر جدیدی را در داستان خود پیشبینی کند.
۳. در این مرحله و در طول اجرا، تمرکز اصلی من بر "امنیتِ نوشتاری" بود. با تأکید بر اینکه "نوشتن، فرایندِ پیوند دادنِ ایدههاست و نه صرفاً رعایت قواعد دستوری"، توانستم سدِ ترس از نقد را در میان آنها بشکنم. وقتی مخاطب بداند که فضای امنی برای اشتباه کردن دارد، خلاقیت او از حالت "محافظهکارانه" به حالت "ماجراجویانه" تغییر وضعیت میدهد.
نتیجهگیری دستاوردها:
خروجی این طرح (خلق داستانکهایی با تمهای فانتزی و طنز) نشان داد که وقتی ابزارهای لازم (کاربرگهای طراحیشده) با محرکهای مناسب (کلمات کلیدی) و ساختار درستی (اصول داستاننویسی) ترکیب شوند، روایتهای منحصربهفردی پدید میآیند.
تجربه خانههای مهر ثابت کرد که برای پرورش ذوق ادبی، نباید صرفاً به آموزشِ "قاعده" بسنده کرد؛ بلکه باید محیطی فراهم کرد که در آن، "کلمهها شکار شوند، شخصیتها جان بگیرند و داستانها بدون ترس از قضاوت، روایت شوند." این رویکرد، جرقهی نویسندگی را نه در قالبِ تکلیف مدرسه، بلکه در قالبِ لذتِ خلق کردن، در قلب نوجوانان روشن میکند.