یادداشت: نرگس والامقام - روابط عمومی دانشگاه ملی مهارت واحد استانی همدان
در دنیایی که دیگر سرمایه کشورها داشتن منابع طبیعی از جمله نفت، گاز و معدن نیست، جایگاه نیروی انسانی ماهر و متخصص در رقابتهای اقتصادی بسیار خودنمایی میکند.
از همین منظر، دانشگاه ملی مهارت میتواند یکی از مهمترین متولیان سازنده سرمایه انسانی مهارت محور در کشور باشد و نیروی انسانی کارآمد، خلاق و ماهر را پرورش دهد. چرا که توسعه تولید، افزایش بهرهوری، رشد صادرات و ارتقای کیفیت خدمات بدون سرمایه انسانی توانمند امکانپذیر نیست. در این میان، دانشگاه ملی مهارت میتواند نقش پلی میان آموزش و اشتغال را ایفا کند. این دانشگاه بر مبنای یک فلسفه متفاوت شکل گرفته است؛ فلسفهای که بر مهارتآموزی، آموزش عملی و ارتباط مستقیم با نیازهای بازار کار تأکید دارد و تلاش میکند فاصله میان کلاس درس و محیط کار را کاهش دهد و دانشجویان را برای حضور مؤثر در عرصه تولید، صنعت و خدمات آماده سازد. در واقع، مأموریت اصلی آن ایجاد همان حلقهای است که سالها در زنجیره آموزش و اشتغال کشور مفقود بوده است.
دانشگاه ملی مهارت دارای ظرفیتهای کمنظیری نیز از جمله گستردگی مراکز آموزشی، ارتباط نزدیکتر با محیطهای عملی، آموزشهای کارگاهی و تمرکز بر نیازهای واقعی بازار کار است که اگر این ظرفیتها به درستی مدیریت شوند، میتوان انتظار داشت که بخشی از مشکل بیکاری فارغالتحصیلان کاهش یابد و زمینه برای توسعه اقتصادی کشور فراهم شود.
حال پرسش اینجاست که دانشگاه ملی مهارت با وجود ویژگیها و ظرفیتهای خود وبرای رسیدن به اهداف متعالی خود با چه چالشهایی روبهرو است؟
نخستین چالش، فرهنگ مدرکگرایی نهادینه شده در جامعه ایران است. هنوز هم بسیاری از خانوادهها موفقیت فرزند خود را در ورود به رشتههای دانشگاهی نظری و دریافت مدارک بالاتر میبینند، نه در کسب مهارت و توانایی عملی. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، آموزشهای فنی و حرفهای از اعتبار بالایی برخوردارند و بخش مهمی از دانشآموزان و دانشجویان، رشته های مهارت محور و فنی را انتخاب میکنند اما در کشور ما هنوز مشاغل مهارتی از منزلت اجتماعی مطلوب برخوردار نیستند. این در حالی است که بسیاری از مشاغل فنی درآمدی بالاتر و فرصتهای شغلی پایدارتری نسبت به برخی رشتههای دانشگاهی نظری دارند.
تغییر این نگاه نیازمند فرهنگسازی گسترده و معرفی الگوهای موفق مهارتآموختگان به جامعه و خانوادههااست. بازار کار امروز به دنبال افرادی است که علاوه بر دانش تخصصی، توانایی حل مسئله، کار با تجهیزات، اجرای پروژه و ارائه خدمات را داشته باشند که آموزش مهارتی این ترکیب را فراهم میکند. اما واقعیت این است تا زمانی که نگرش جامعه و خانوادهها نسبت به ارزش مهارت آموزی تغییر نکند، دانشگاههای مهارتمحو با دشواری مواجه خواهند بود.
مسئلهی دوم به ارتباط دانشگاه و صنعت بازمیگردد. فلسفه وجودی دانشگاه ملی مهارت، تربیت نیروی کار مورد نیاز صنعت است. اما سؤال اینجاست که آیا صنایع به اندازه کافی در فرایند آموزش مشارکت دارند؟ بسیاری از کارشناسان معتقدند هنوز میان محیطهای آموزشی و محیطهای واقعی کار فاصلهی زیادی وجود دارد. اگر برنامههای درسی بدون مشارکت کارفرمایان تدوین شود یا تجهیزات آموزشی با فناوریهای روز صنعت هماهنگ نباشد، خروجی دانشگاه نیز نمیتواند پاسخگوی نیاز بازار باشد.
با این تفاسیرمهارتآموزی زمانی به سرمایه ملی تبدیل میشود که زنجیرهای کامل از آموزش، کارآموزی، همکاری نزدیک با صنعت، حمایت از کارآفرینی و جذب نیروی انسانی باشد. در غیر این صورت، حتی آموزشهای مهارتی نیز ممکن است به انباشت فارغالتحصیلان جویای کار منجر شود.
با این حال باید بدانیم که داشتن مهارت بهتنهایی تضمینکننده اشتغال نیست. کیفیت آموزش، انگیزه فرد، بهروز بودن مهارتها، شرایط اقتصادی و میزان ارتباط دانشگاه با صنعت نیز در سرعت اشتغال دانشجویان نقش تعیینکننده دارند.
کلام آخر، آینده اقتصاد ایران نه در انباشت مدارک دانشگاهی، بلکه در انباشت مهارتها رقم خواهد خورد. هرچه فاصله آموزش با نیازهای واقعی جامعه کمتر شود، سرمایه انسانی ارزشمندتری شکل خواهد گرفت. دانشگاه ملی مهارت با در نظر داشتن این چالشها در پی آن است که با فرهنگ سازی و نهادینه کردن نقش مهم مهارت آموزی در بین خانوادهها و ارتباط بیشتر با صنایع و واحدهای تولیدی این رسالت را به درستی انجام دهد و دانشگاه را به کارخانه تولید سرمایه انسانی متخصص و ماهر برای توسعه کشور تبدیل کند؛ دانش آموختگانی که در کنار دانش نظری از مهارتهای عملی و تجارب کاری برخوردارند، سرمایهای که ارزش آن از بسیاری منابع مادی بیشتر و ماندگارتر است.