به گزارش الوند به نقل از استانسازان (نخستین پایگاه خبری بازتابدهنده اخبار استانداران و استانداریهای کشور) پوشش اداری در ایران همواره در دو لایه متفاوت تعریف شده است: نخست پوششی که کارمندان با آن خود را میآرایند و دوم پوششی که مدیران یک سازمان بر تن میکنند. این دوگانه در طول دهههای گذشته مسیرهای متفاوتی را پیموده است. در سالهای اخیر، پوشش کارمندان بهتدریج از قالبهای سختگیرانه فاصله گرفته و به سمت سبکهای غیررسمیتر گرایش پیدا کرده است؛ اما در لایه مدیریتی، کماکان کتوشلوار با رنگهای تیره، پیراهن آستینبلند و شلوار پارچهای، یونیفرم نانوشته مدیران دولتی باقی مانده است. گویی میان مدیر و اربابرجوع، دیواری از پارچههای رسمی کشیده شده بود که فاصله را نه تنها در ساختار قدرت، که در فرم ظاهری نیز بازتولید میکرد.
حالا اما در دولت چهاردهم، رئیسجمهوری بیآنکه بخشنامهای صادر کند یا دستورالعملی ابلاغ نماید، نسخهای تازه برای پوشش خودش به عنوان بالاترین جایگاه در نظام اجرایی کشور پیچیده است. دکتر مسعود پزشکیان در جلسات غیررسمی، دیدارهای عمومی و بازدیدهای میدانی، با پیراهن آستینکوتاه، شلوار جین و گاه کتانی، تصویری متفاوت از «مدیر تراز دولت» را به نمایش گذاشته است. این رفتار که در نگاه نخست شاید صرفاً یک سلیقه شخصی به نظر برسد، در بطن خود حامل پیامی روشن است: مرزهای پوششی گذشته، برای من ملاک عمل نیست.
اهمیت این فراگشت را باید افزونتر از یک انتخاب سلیقهای درک کرد. آنچه رئیسجمهور در عمل نشان داده، یک «استراتژی رفتاری» است که بهصورت تلویحی، انحصار کتوشلوار را به عنوان تنها نماد وقار مدیریتی به چالش میکشد. وقتی بالاترین مقام اجرایی کشور، بدون کتوشلوار مرسوم اداری، در میان مردم حاضر میشود و این حضور نه تنها از شأن او نمیکاهد که بر صمیمیتش میافزاید، این پیام به بدنه مدیریتی کشور مخابره میشود که «مدیر بودن» لزوماً به معنای «کت پوشیدن» نیست. این همان گشودن دریچهای تازه به روی پارادایمی است که دههها در راهروهای ادارات دولتی بازتولید میشده است.

البته نباید از این نکته غفلت کرد که ادارات دولتی نیازمند دستورالعمل پوشش هستند و این دستورالعملها – که اتفاقاً وجود هم دارند – برای حفظ شئونات اداری و ایجاد انضباط سازمانی ضروریاند. اما مشکل از جایی آغاز میشود که پایبندی به این دستورالعملها به وسواسی مدیریتی بدل شود و مدیران به جای تمرکز بر کارآمدی، پاسخگویی و خدمترسانی، دغدغه اصلی خود را معطوف به میزان رسمیت پوشش کارمندان کنند. در چنین فضایی، پیراهن آستینکوتاه در برخی ادارات سنتی «غیررسمی» تلقی میشود، شلوار جین از دایره پذیرفتنیها خارج است و هرگونه فاصلهگیری از رنگهای تیره و سنگین، به نشانه بیانضباطی تعبیر میگردد. این سختگیریها در حالی اعمال میشود که در همان ادارات، گاه کارآمدی و سلامت اداری قربانی تشریفات زائد میشود.
از سوی دیگر، چهره دیگری از آسیبهای پوششی در میان مدیران دیده میشود که کمتر به آن پرداخته شده است: نامرتبی و ژولیدگی. در میان بخشی از معاونان استانداریها، مدیران کل ستادی، فرمانداران و مدیران شهرستانی، پوشیدن لباسهای مندرس، چروک و رنگورفته به عادتی آشنا بدل شده است. برخی حتی این وضعیت را نوعی فضیلت میپندارند و بیاعتنایی به آراستگی ظاهری را نشانه «مردمی بودن» یا «دوری از تجملات» تلقی میکنند. اما این تلقی از اساس نادرست است. مردم نه توقع دارند مدیرشان با کتوشلوارهای فلان برند، در برابرشان ظاهر شود و نه انتظار دارند با لباسی نامرتب و آشفته مواجه گردند. آنچه مردم میخواهند، «آراستگی متعادل» است؛ همان چیزی که احترام به مخاطب را نشان دهد، بدون آنکه دیواری از تکلف میان مدیر و شهروند برافرازد.
نسخه دکتر پزشکیان را باید در همین میانه جستوجو کرد: نه آنچنان رسمی که مردم را پس بزند و نه آنچنان آشفته که بیاحترامی به اربابرجوع محسوب شود. پیراهن آستینکوتاه و شلوار جینی که در برخی تصاویر منتشر شده بر قامت رئیس دولت میبینیم، دقیقاً مصداق همان «آراستگی متعادل» است؛ پوششی که به مدیر امکان میدهد بیتکلف در میان مردم حضور یابد، حرفشان را بشنود و دردشان را لمس کند، بیآنکه نگران چروک شدن کت و شلوارش باشد.
نشانههای عینی این تغییر پارادایم، این روزها کمکم در سطوح میانی مدیریت کشور نیز نمایان شده است. در جلسات، بازدیدهای میدانی و نشستهای تخصصی، شاهد آن هستیم که برخی از معاونان استانداران، مدیرانکل دستگاههای اجرایی و مسئولان ادارات شهرستانی، با عبور از قید و بندهای سنتیِ پوشش، به این الگوی منعطفتر روی آوردهاند. این گرایشِ نوظهور نشان میدهد که بدنه مدیریتی دولت چهاردهم، رفتار رئیسجمهور را نه صرفاً یک سلیقه شخصی، بلکه پیامِ گذار به «مدیریتِ بیتکلف و میدانی» تلقی کرده است؛ تغییری که اگر در مسیر تعادل و آراستگی تداوم یابد، میتواند فاصله میان مردم و کارگزاران دولت را به شکلی معنادار کاهش دهد.
این تغییر پارادایم پوششی، اگر در بدنه مدیریتی کشور نهادینه شود، میتواند به کاهش فاصله نمادین میان دولت و ملت بینجامد. در جهانی که حتی رهبران اقتصاد دیجیتال با تیشرت و کتانی بر سر میز مذاکره مینشینند، اصرار بر کتوشلوار تیره در گرمای تابستان، بیش از آنکه نشانه تشخص باشد، نشانی از بیتفاوتی در انطباق با زمانه است. دولت چهاردهم، با پیشگامی رئیسجمهور، گام نخست را برای شکستن این فضا برداشته است. حال نوبت مدیران میانی و پایه است که این نسخه را بخوانند و دریابند که خدمت به مردم، نه در گرو یقههای بسته و کتهای تیره، که در گرو دلهای نرم و دستهای گشوده است.
یادداشت سردبیر