یادداشت از لیلا نورمحمدیان، مربی و تسهیلگر کارگاه نوشتن خلاق
نخستین حسی که بعد از خروج از خانه مهر با خودم بردم، یک آرزو بود؛ اینکه هیچ خانهای از مهر و محبت خالی نباشد. کودکان، پیش از هر آموزش و مهارتی، به احساس امنیت و آرامش نیاز دارند؛ همان بستری که میتواند زمینه رشد استعدادها و شکل گرفتن رؤیاهایشان را فراهم کند.
حضور در جمع کودکان این خانه، بار دیگر به من یادآوری کرد که آموزش همیشه از مسیر کتاب و تخته و دفتر نمیگذرد. گاهی یک بازی ساده یا یک فعالیت خلاقانه، اثری ماندگارتر از ساعتها آموزش مستقیم دارد.
در این کارگاه، قرار نبود بچهها قواعد نگارش یا انشا یاد بگیرند. هدف، تمرین دیدن بود؛ اینکه یاد بگیرند دقیقتر نگاه کنند و از دل چیزهایی که شاید بیارزش به نظر میرسند، معنا و داستان بسازند.
برای شروع، تکههای کاغذ رنگی باطله را روی برگههای سفید چسباندیم و از بچهها خواستم هر شکلی را که در ذهنشان شکل میگیرد، پیدا کنند. خیلی زود، همان تکههای ساده کاغذ، به حیوانات، آدمها و شخصیتهایی تبدیل شدند که فقط در ذهن کودکان وجود داشتند.
بچههای کلاس اول، هرچند هنوز در نوشتن مهارت زیادی نداشتند، اما با کمک تصویر و گفتوگو، شخصیتهایی مثل «فیل پاگنده»، «روباه تیزپا» یا «ماهی گوشدراز» را خلق کردند. کودکان بزرگتر هم با سرعت بیشتری برای شخصیتهایشان داستان ساختند؛ از «آقای ارهای مهربان» گرفته تا «شترمرغ پرسرعت». همین تفاوتها نشان میداد هر کودک، جهان ذهنی و شیوه یادگیری خاص خودش را دارد.
برای من، ارزش این فعالیت فقط به تقویت خلاقیت محدود نمیشد. بچهها یاد گرفتند که میتوان از سادهترین وسایل، ایدههای تازه ساخت؛ بدون ترس از اشتباه کردن یا قضاوت شدن. این تجربه همچنین نشان داد وقتی آموزش متناسب با توانایی هر کودک طراحی شود، همه میتوانند با انگیزه در آن مشارکت کنند.
یکی از بهیادماندنیترین لحظههای کارگاه، زمانی بود که چند نفر از بچهها هنگام خداحافظی پرسیدند: «هفته بعد هم میآیید؟» این سؤال کوتاه، برای من ارزش زیادی داشت؛ چون نشان میداد میان مربی و کودک، رابطهای مبتنی بر اعتماد و احساس امنیت شکل گرفته است.
آن روز بیشتر از هر زمان دیگری باور کردم که نوشتن خلاق فقط تمرین نوشتن نیست؛ تمرینی برای دیدن، خیالپردازی و بیان احساسات است. شاید مهمترین دستاورد چنین کارگاههایی همین باشد که کودکان یاد بگیرند حتی در دل یک تکه کاغذ باطله هم میتوان داستانی پیدا کرد؛ فقط کافی است کمی دقیقتر نگاه کنند.