نویسنده: زهرا عزتی
با این حال، در میان این نویدها، یک پرسش کلیدی همچنان پابرجاست و به نظر میرسد در سالهای متمادی، تئاتر همدان را در هالهای از سکوت فرو برده است: جایگاه رسانه و ضرورتِ «پیوست رسانهای» کجاست؟
همانطور که در نقد پیشین اشاره شد، چگونه ممکن است در روزگاری که برای هر پروژهی صنعتی، تولیدی و عمرانی «پیوست رسانهای» نوشته میشود، تئاتر ــ که ذاتاً هنری اجتماعی و گفتوگو-محور است ــ از این ضرورت بدیهی بینصیب بماند؟ مگر نه اینکه رسانه را «رکن چهارم دموکراسی» میدانند؟ مگر نه اینکه کارکرد اصلی تئاتر، ایجاد گفتوگو، پرسشگری و مشارکت اجتماعی است؟ پس این گسست عجیب میان تئاتر و رسانه از کجا آمده است؟
در تهران و بسیاری از نقاط جهان، گروههای حرفهای نمایشی برای هر اجرا پیوست رسانهای دارند؛ این پیوست صرفاً یک پوستر و چند استوری اینستاگرامی نیست، بلکه یک برنامهی منسجم ارتباطی است که شامل طراحی روایت رسانهای، گفتوگو با مطبوعات، تولید محتوای تحلیلی، نشستهای خبری، مدیریت شبکههای اجتماعی و تعامل با منتقدان میشود. این امر معمولاً به یک رسانه یا تیم متخصص سپرده میشود.
اما در همدان، این پیوست رسانهای به شکل جدی دیده نمیشود. تئاتر همدان سالهاست از نبود یک استراتژی رسانهای رنج میبرد. اجراها میآیند و میروند، بیآنکه بازتابی درخور داشته باشند. خبری از معرفی جدی آثار نیست، گفتوگویی با مخاطب شکل نمیگیرد، نقدی تولید نمیشود و آرشیوی رسانهای باقی نمیماند. نتیجه چه میشود؟ فراموشی. نمایشها پیش از آنکه دیده شوند، به خاطره تبدیل میشوند.
این بیتوجهی تنها یک ضعف تبلیغاتی نیست؛ یک خطای راهبردی است. وقتی برای یک کارخانه یا پروژهی عمرانی پیوست رسانهای مینویسند، دلیلش روشن است: رسانه افکار عمومی را شکل میدهد، اعتبار میسازد، اعتماد تولید میکند و سرمایه اجتماعی میآفریند. چرا تئاتر، که سرمایهی فرهنگی یک شهر است، از چنین نگاهی محروم باشد؟
واقعیت این است که بدون رسانه، تئاتر در اتاق تمرین میماند. بدون رسانه، مخاطب شکل نمیگیرد. بدون رسانه، نقد و گفتوگو از بین میرود. و بدون گفتوگو، تئاتر از کارکرد اجتماعی خود تهی میشود.
با وجود نویدهای تازه، اما راه دراز است:
جناب لباسی، رئیس انجمن، بر «ضرورت تمرکز بر آموزش» و «استفاده از تجربهی هنرمندان و مدرسان» تأکید دارند و حتی به لزوم توجه به «مخاطب کودک» اشاره میکنند. اینها گامهای مثبت و ضروری هستند. همچنین اشاره به هماهنگیهایی برای برگزاری کارگاه که متوقف شده، نشان از وجود چالشهای اجرایی دارد. اما حتی با وجود این برنامهریزیها، اگر پیوست رسانهای همچنان مغفول بماند، تئاتر همدان در چرخه تکراری گذشته باقی خواهد ماند.
پیشنهادهایی برای عبور از این گسست
1. ادغام رسانه در برنامهریزیها: «پیوست رسانهای» باید بخشی جداییناپذیر از هر برنامه و جشنوارهی نمایشی در استان باشد. این شامل تعریف اهداف رسانهای، شناسایی مخاطبان، انتخاب رسانههای مناسب و تخصیص منابع برای این امر است.
2. آموزش سواد رسانهای به هنرمندان: همزمان با آموزش هنرهای نمایشی، باید نحوهی تعامل مؤثر با رسانهها، تولید محتوای مناسب و درک اهمیت روایت رسانهای نیز آموزش داده شود.
3. ایجاد پل ارتباطی مستمر: انجمن هنرهای نمایشی باید نقش هماهنگکنندهی فعالتری میان هنرمندان و رسانهها ایفا کند. برگزاری نشستهای منظم با اصحاب رسانه و تسهیل فرایند تولید گزارش و نقد، ضروری است.
4. تأکید بر مستندسازی: هر اجرا، هر جشنواره و کارگاه آموزشی، فرصتی برای ثبت و ضبط رسانهای است که میتواند به عنوان محتوای آینده مورد استفاده قرار گیرد.
تا زمانی که تئاتر همدان، رسانه را به عنوان یک شریک استراتژیک و نه صرفاً ابزار تبلیغاتی ببیند، و تا زمانی که پیوست رسانهای به عنوان یک ضرورت برای تمامی فعالیتها تعریف نشود، بخشی از توان بالقوهی این هنر در استان، همچنان ناشناخته و نادیده باقی خواهد ماند. امیدواریم با درایت مسئولان و مشارکت هنرمندان، این شکاف پر شود و تئاتر همدان بتواند با اتکای قویتر به رسانه، صدای خود را به گوش مخاطبان بیشتری برساند.