کد خبر : 163430 تاریخ : 1405/7/29 - 12:12
جسارت برادران محمودی در تکرار یک موفقیت بزرگ سریال «یل»؛ پوست شیری در لباس نوستالژی دو قسمت ابتدایی، هرچند نشانه‌هایی از ظرفیت بالای اثر را به نمایش می‌گذارند، برای صدور حکمی قطعی درباره کیفیت نهایی یک سریال کافی نیستند. سرنوشت چنین آثاری را نه فقط آغاز قدرتمند، بلکه انسجام داستان در ادامه مسیر، منطق گره‌گشایی‌ها، عمق شخصیت‌پردازی و توانایی حفظ تعلیق تا پایان تعیین می‌کند.

یادداشت:
سید حمید اشرف

وقتی یک اثر هنری، استانداردهای ذهنی مخاطب را جابه‌جا می‌کند، اثر بعدی سازندگانش دیگر صرفاً یک محصول تازه نیست؛ آزمونی دشوار برای حفظ اعتبار و تکرار کیفیتی است که پیش‌تر به اثبات رسیده است.اگر قرار باشد در تاریخ سینما و تلویزیون ایران، از میان آثار تولیدشده پنج اثر برتر را انتخاب کنیم که از منظر کیفیت ساخت، روایت‌پردازی و ظرفیت رقابت با استانداردهای جهانی، یک سر و گردن بالاتر از بخش قابل‌توجهی از تولیدات داخلی قرار می‌گیرند، بی‌تردید «سریال پوست شیر» در این فهرست خواهد بود؛ اثری که توانست بار دیگر نشان دهد داستان‌گویی حرفه‌ای، اگر با تعلیق حساب‌شده، شخصیت‌پردازی دقیق و اجرای درست همراه شود، چگونه می‌تواند مخاطب ایرانی را تا آخرین لحظه با خود همراه کند.
«پوست شیر» صرفاً یک سریال پرمخاطب نبود؛ این مجموعه با تکیه بر داستانی پرکشش، تعلیقی نفس‌گیر، موسیقی متن اثرگذار، تصویربرداری چشم‌نواز، تدوینی حساب‌شده و البته بازی‌های درخشانی همچون نقش‌آفرینی شهاب حسینی و هادی حجازی‌فر، سطح انتظارات مخاطب ایرانی از تولیدات شبکه نمایش خانگی را به شکل محسوسی بالا برد. پوست شیر نشان داد که مخاطب ایرانی برای دنبال کردن یک داستان جذاب، نه به اغراق‌های مرسوم نیاز دارد و نه به روایت‌های تکراری؛ او کیفیت می‌خواهد، غافلگیری می‌خواهد و شخصیت‌هایی که بتواند با آن‌ها زندگی کند. البته کارنامه برادران محمودی به «پوست شیر» محدود نمی‌شود. آثاری همچون «چند متر مکعب عشق»، «شکستن همزمان بیست استخوان» از جمله تجربه‌های شاخص مرتبط با این گروه موفق هستند که هرکدام در جای خود قابل بررسی‌اند. با این‌ حال، از منظر تأثیرگذاری بر مخاطب عام، ایجاد تعلیق و تبدیل شدن به یک تجربه پرکشش و فراگیر درخشان، «پوست شیر» به نقطه‌ای تعیین‌کننده در کارنامه آن‌ها تبدیل شد؛ نقطه‌ای که طبیعتاً مقایسه آثار بعدی با آن را اجتناب‌ناپذیر می‌کند.

«یل»؛ آزمونی دشوارتر از ساختن یک موفقیت
در چنین شرایطی، «یل» از همان ابتدا راه آسانی پیش رو ندارد. وقتی یک گروه سازنده با اثری درخشان، انتظارات مخاطبان را تا این اندازه بالا می‌برد، دیگر صرفاً خوب بودن کافی نیست؛ مخاطب به دنبال نشانه‌هایی از همان کیفیت، همان جسارت و همان توانایی درگیر کردن ذهن و احساس خود است. حفظ کیفیت، گاهی دشوارتر از خلق نخستین تجربه موفق است. ساختن اثری که مخاطب را غافلگیر کند، یک چالش است و بازگشت به میدان پس از موفقیتی بزرگ، با این آگاهی که مخاطب هر لحظه اثر جدید را با شاهکار قبلی مقایسه می‌کند، چالشی به‌مراتب دشوارتر. از این منظر، بازگشت برادران محمودی به میدان با سریال «یل» را باید نوعی جسارت حرفه‌ای دانست؛ جسارتی که البته تنها با گذشت زمان و تکمیل روایت می‌توان درباره میزان موفقیت آن قضاوت نهایی کرد. با این‌ حال، دو قسمت ابتدایی منتشر شده از «یل» نشانه‌هایی امیدوارکننده دارند. سریال از همان ابتدا حال‌ و هوایی آشنا برای مخاطب «پوست شیر» ایجاد می‌کند؛ همان ظرفیت برای شکل دادن به تعلیق و هیجان، همان میل به گشودن تدریجی گره‌های داستان و همان تلاش برای واداشتن مخاطب به پیش‌بینی اتفاقات بعدی که همگی غلط از آب در می‌آید. اما این بار، همه‌چیز در فضایی متفاوت جریان دارد: ایران دهه پنجاه، با مناسبات اجتماعی، حال‌ و هوای تاریخی و ظرفیت‌های بصری و روایی خاص خود. در واقع زیست دهه پنجاه؛ امتیاز متفاوت «یل» است‌. بازگشت به ایران دهه پنجاه، اگر صرفاً به بازسازی لباس‌ها، دکورها و نشانه‌های ظاهری آن دوران محدود شود، نمی‌تواند به‌تنهایی یک اثر را متمایز کند؛ اما اگر این فضا به بخشی از منطق داستان و شخصیت‌ها تبدیل شود، می‌تواند به یکی از برگ‌های برنده سریال بدل شود که در قسمت دوم کم کم نشانه های فضای سیاسی اجتماعی دهه ۵۰ به داستان ورود کرد. در حقیقت با بازآفرینی فضای اجتماعی و تاریخی دهه پنجاه، تجربه‌ای متفاوت از «پوست شیر» پیش روی مخاطب بگذارد.
در واقع، «یل» قرار نیست صرفاً نسخه‌ای دیگر از «پوست شیر» باشد. شباهت در کیفیت روایت و ایجاد تعلیق، زمانی به نقطه قوت تبدیل می‌شود که در بستری تازه به کار گرفته شود. اگر این مسیر در قسمت‌های آینده نیز با همین دقت ادامه پیدا کند، فضای تاریخی سریال نه یک تفاوت تزئینی، بلکه عاملی تعیین‌کننده در هویت مستقل آن خواهد بود.

غیبت شهاب حسینی و هادی حجازی‌فر در یل، نگرانی اولیه از نبود دو چهره تعیین‌کننده

یکی از پرسش‌های طبیعی درباره «یل»، پس از تجربه موفق «پوست شیر»، این بود که آیا برادران محمودی می‌توانند بدون حضور شهاب حسینی و هادی حجازی‌فر نیز همان میزان کشش و قدرت بازیگری را به مخاطب منتقل کنند؟ تصور یک تجربه تازه از این گروه، بدون حضور بازیگرانی که نقش مهمی در موفقیت اثر قبلی داشتند، برای مخاطب نگران‌کننده است؛ زیرا بخشی از خاطره جمعی تماشاگران از «پوست شیر»، با بازی‌های درخشان این دو بازیگر گره خورده است. اما باید گفت ورود درخشان نوید محمدزاده و بابک حمیدیان از قسمت دوم، معادله این سریال را جذاب‌تر می‌کند. حضور این دو بازیگر، به‌واسطه توانایی‌های شناخته‌شده‌شان در خلق شخصیت‌های پیچیده و تأثیرگذار، ظرفیت بازیگری سریال را افزایش می‌دهد و افق تازه‌ای پیش روی روایت می‌گشاید. اهمیت این اتفاق تنها به حضور دو نام شناخته‌شده در فهرست بازیگران محدود نمی‌شود؛ مسئله اصلی، ظرفیت این بازیگران برای جان بخشیدن به شخصیت‌های تاریخی دهه۵۰ و ایجاد کشمکش‌های دراماتیک است. در داستان‌هایی که بر پایه تعلیق و ابهام پیش می‌روند، شخصیت‌های قدرتمند می‌توانند به‌اندازه خود معماها اهمیت داشته باشند. تماشاگر باید علاوه بر آنکه مشتاق کشف رازهای داستان است، بخواهد شخصیت‌ها را نیز بشناسد و انگیزه‌هایشان را درک کند.
از همین منظر، حضور محمدزاده و حمیدیان می‌تواند به «یل» کمک کند تا از سطح یک سریال سرگرم‌کننده معمولی با بازیگرانی که همواره در سریال های صدا و سیما دیده شده‌اند، فراتر برود و به تجربه‌ای جدی‌تر در عرصه بازیگری و روایت‌پردازی تبدیل شود؛ ظرفیتی که البته تحقق کامل آن به کیفیت ادامه داستان و نحوه پرداخت شخصیت‌ها وابسته است.

برادران محمودی؛ سینمای ایران به جسارت آن‌ها نیاز دارد
سینمای ایران در دوره‌های مختلف، چهره‌هایی داشته که با جهان‌بینی متفاوت، زبان شخصی و جسارت در روایت‌پردازی، مسیرهای تازه‌ای پیش روی فیلم‌سازی گشوده‌اند. اگر در دهه شصت، نام علی حاتمی با جهان ویژه، زبان منحصربه‌فرد و هویت ایرانی آثارش در ذهن علاقه‌مندان سینما جایگاهی ممتاز داشت، امروز نیز در عصر گسترش شبکه نمایش خانگی و تغییر ذائقه مخاطبان، فیلم‌سازان چون برادران محمودی که اصالتاً افغانستانی هستند می‌توانند سهم مهمی در زنده نگه داشتن ظرفیت‌های خلاقانه سینمای فارسی زبان داشته باشند. آنچه این مقایسه را معنادار می‌کند، نقش فیلم‌سازانی است که به تکرار فرمول‌های امتحان‌شده رضایت نمی‌دهند و می‌کوشند مخاطب را با تجربه‌ای متفاوت روبه‌رو کنند. اهمیت برادران محمودی را باید در همین تلاش جست‌وجو کرد: ساخت آثاری که برای جلب توجه مخاطب، صرفاً به شهرت بازیگران یا تبلیغات تکیه نمی‌کنند، بلکه داستان را به مرکز توجه بازمی‌گردانند. «پوست شیر» نمونه موفق این رویکرد بود و «یل» اکنون این فرصت را دارد که نشان دهد آن موفقیت، حاصل یک اتفاق مقطعی نبوده است که به نظر چنین خواهد بود اما هنوز برای آنکه «یل» را هم‌تراز «پوست شیر» بدانیم، زود است. دو قسمت ابتدایی، هرچند نشانه‌هایی از ظرفیت بالای اثر را به نمایش می‌گذارند، برای صدور حکمی قطعی درباره کیفیت نهایی یک سریال کافی نیستند. سرنوشت چنین آثاری را نه فقط آغاز قدرتمند، بلکه انسجام داستان در ادامه مسیر، منطق گره‌گشایی‌ها، عمق شخصیت‌پردازی و توانایی حفظ تعلیق تا پایان تعیین می‌کند.