کد خبر : 163381 تاریخ : 1405/7/6 - 11:10
مانیفست توسعه‌ی پایدار در روز جهانی گردشگری روز جهانی گردشگری صرفاً مناسبتی تقویمی برای تجلیل‌های نمادین نیست؛ بلکه مجالی استراتژیک برای بازاندیشی در نسبت میان «اقتصاد، فرهنگ و حکمرانی سرزمینی» است.

یادداشت: مهندس سعید ترابیان: کارآفرین

به گزارش الوند، به نقل از پایگاه خبری آوای گنج‌نامه، روز جهانی گردشگری صرفاً مناسبتی تقویمی برای تجلیل‌های نمادین نیست؛ بلکه مجالی استراتژیک برای بازاندیشی در نسبت میان «اقتصاد، فرهنگ و حکمرانی سرزمینی» است. در جهانی که الگوهای توسعه با شتابی بی‌سابقه بازتعریف می‌شوند، سخن گفتن از گردشگری، سخن گفتن از سرنوشت اقتصادی جوامع محلی، تثبیت هویت تمدنی و خلق ارزش‌افزوده در عصر پسافتوت نفت است. تجربه سال‌ها سرمایه‌گذاری، طراحی زیرساخت و رویارویی با موانع ساختاری در این حوزه نشان می‌دهد که اگر خواهان تغییر بنیادین در سیمای زیستی و معیشتی مردم هستیم، باید نگاهمان را به گردشگری از یک «فعالیت تفننی و حاشیه‌ای» به یک «پیشران تمدنی و اقتصادی» ارتقا دهیم.

در این گذارِ ناگزیر، توجه به چهار گزاره‌ی بنیادین ضرورتی انکارناپذیر است:

۱ – گردشگری؛ پیشران «مشاغل آینده» و گذار به اقتصاد تجربه
عصر حاضر، دوران افول صنایع آلاینده، سرمایه‌بر و با دوره‌ی بازگشت سرمایه‌ی طولانی در ایجاد اشتغال مستقیم است. جهان امروز به سمت «اقتصاد تجربه» حرکت کرده است؛ اقتصادی که سرمایه اصلی آن نیروی انسانی خلاق، مهارت‌های ارتباطی، خدمات دانش‌بنیان و روایت‌گری اصیل است.
ایجاد یک فرصت شغلی در صنایع سنگین نیازمند میلیاردها تومان سرمایه‌گذاری پایه است، در حالی که گردشگری با کسری از این رقم، عادلانه‌ترین مدل توزیع ثروت را پدید می‌آورد. این زنجیره از فناوری اطلاعات، بازاریابی دیجیتال، هتلداری هوشمند و خدمات ورزشی-تفننی مدرن آغاز می‌شود و تا صنایع دستی، بوم‌گردی روستایی، حمل‌ونقل و خرده‌فروشی امتداد می‌یابد.
مشاغل آینده در این حوزه، از جنس تولید محتوا، فناوری سفر، طراحی رویداد و ارائه‌ی خدمات ایمن و استاندارد به گردشگران نسل جدید هستند. اگر به دنبال اشتغال پایدار برای نسل جوان و تحصیل‌کرده و جلوگیری از مهاجرت نخبگان محلی هستیم، مسیر روشن آن از شاهراه نوآوری در صنعت گردشگری می‌گذرد.

۲ – گردشگری به‌مثابه‌ی «دیپلماسی عمومی و صلح فرامرزی»
در ادبیات روابط بین‌الملل و جامعه‌شناسی توسعه، هیچ ابزاری به اندازه‌ی «گردشگری» توان شکستن کلیشه‌های رسانه‌ای و ایجاد زبان مشترک انسانی را ندارد. گردشگری، صلح را از بیانیه‌های خشک سیاسی به تجربه‌ی زیسته‌ی فردی در مواجهه با دیگری بدل می‌کند.
همدان، به‌عنوان پایتخت تاریخ و تمدن ایران‌زمین با پیشینه‌ای چند هزارساله، تنها یک جغرافیای اقلیمی نیست؛ بلکه نماد همزیستی مسالمت‌آمیز ادیان، اقوام و فرهنگ‌هاست. هنگامی که یک گردشگر خارجی در برابر کتیبه‌های تاریخی گنج‌نامه می‌ایستد یا در دامنه‌های الوند با لبخند و میزبانی اصیل مردم روبه‌رو می‌شود، تصویر ساختگی انزوا فرومی‌ریزد.
گردشگری سفیر بی‌ادعای صلح و مظهر دیپلماسی عمومی است. ارتقای استانداردهای میزبانی و ورود به شبکه‌های معتبر جهانی (مانند سازمان جهانی گردشگری UNWTO)، نه‌فقط آورده‌ی ارزی به همراه دارد، بلکه کشور را در شبکه‌ی تعاملات امن، پایدار و صلح‌آمیز بین‌المللی تثبیت می‌کند.

۳ – هم‌افزایی زیرساخت‌ها؛ پایان نگاه جزیره‌ای و ایجاد زنجیره ارزش
بزرگ‌ترین آسیب توسعه در دهه‌های گذشته، «بخشی‌نگری» و «جزیره‌ای عمل کردن» بوده است. گردشگری ماهیتاً یک اکوسیستم به‌هم‌پیوسته است؛ نه یک عنصر منفرد.
همدان برای آنکه از یک «استان معبر» (مسیری چندساعته برای عبور به سمت مرزها یا استان‌های مجاور) به یک «استان مقصد و هاب گردشگری غرب کشور» تبدیل شود، نیازمند طراحی زنجیره ارزش یکپارچه است. ما در این جغرافیا، دو شاهکار مکمل در اختیار داریم:
– شگفتی طبیعی غار علیصدر؛ به‌عنوان یکی از بی‌بدیل‌ترین پدیده‌های زمین‌گردشگری جهان.
– دهکده گردشگری و ورزشی گنج‌نامه؛ به‌عنوان مجموعه‌ای زیرساختی، تفریحی، اقامتی و کوهستانی که امکان اقامت شبانه، ورزش‌های ماجراجویانه و آرامش در دامنه الوند را فراهم می‌آورد.
این دو قطب و سایر جاذبه‌های تاریخی، رقیب یکدیگر نیستند؛ بلکه اضلاع یک مثلث ارزش‌آفرین به شمار می‌روند. اگر مسافری که برای دیدن علیصدر می‌آید، امکان اقامت استاندارد شبانه در دامنه‌های گنج‌نامه، بهره‌مندی از خدمات تفریحی مدرن و گشت‌وگذار در بازارها و بافت تاریخی شهر را داشته باشد، مدت ماندگاری گردشگر از چند ساعت به چند روز افزایش می‌یابد. افزایش ماندگاری یعنی جریان نقدینگی مستقیم در تمام شریان‌های اقتصادی استان؛ از تاکسیران و رستوران‌دار تا تولیدکننده سفال و فعال صنایع دستی.

۴ – تقاضا از مدیریت ارشد استان؛ شراکت استراتژیک با بخش خصوصی

کارآفرینی در گردشگری، مبارزه‌ای تمام‌عیار با ریسک‌های محیطی، نوسانات اقتصادی و موانع پیچیده‌ی بروکراسی اداری است. سرمایه‌گذاری که با تمام سرمایه مادی و حیثیتی خود به میدان می‌آید تا برای صدها نفر شغل پایدار ایجاد کند، نباید در پیچ‌وخم استعلام‌های فرسایشی و نگاه‌های گاهاً تنگ‌نظرانه متوقف شود.
تقاضای جسورانه، شفاف و دلسوزانه‌ی ما از استاندار محترم و مدیران ارشد دستگاه‌های اجرایی این است:
1 – تغییر رویکرد از «نظارت مانع‌تراش» به «تسهیل‌گری توسعه‌گرا»: نگاه اداری باید از برخورد ارباب‌رجوعی فاصله بگیرد و به بخش خصوصی به‌عنوان شریک استراتژیک توسعه استان بنگرد.
2 – تشکیل «شورای عالی راهبری گردشگری استان»: این شورا نباید جلسه‌ای تشریفاتی باشد؛ بلکه باید به اتاقی اجرایی و منظم با حضور میدانی سرمایه‌گذاران و کارآفرینان بخش خصوصی بدل شود تا موانع دستگاهی در همان میز و بدون بوروکراسی‌های ماه‌ها معطلی مرتفع گردد.
3 – حمایت حقوقی و امنیتی از سرمایه‌گذاری پایدار: ایجاد پنجره واحد گردشگری و ضمانت اجرایی مصوبات، تنها راه جلب سرمایه‌های بخش خصوصی برای تکمیل زیرساخت‌های حمل‌ونقل هوایی، ریلی و مراکز اقامتی لوکس در استان است.

اقیانوسی از ثروت تمدنی و طبیعی در همدان
همدان بر روی اقیانوسی از ثروت تمدنی و طبیعی آرمیده است. فقر، بیکاری و رکود اقتصادی در کنار چنین گنجینه‌ای، محصول غفلت از برنامه‌ریزی یکپارچه است. ما نشان داده‌ایم که می‌توان با اراده، دانش فنی و سرمایه‌گذاری شجاعانه، در سخت‌ترین شرایط اقلیمی و اقتصادی، برندهایی در تراز ملی و بین‌المللی بنا نهاد.
اکنون هنگام یک وفاق استانی است؛ روزی که اراده‌ی حاکمیتی و توان بخش خصوصی دست‌دردست هم بگذارند تا همدان نه فقط در تاریخ، بلکه در اقتصاد، اشتغال و نشاط اجتماعی فردا، در جایگاه رفیع شایسته‌ی خود بایستد.