کد خبر : 163341 تاریخ : 1405/6/29 - 12:00
نگاهی به تشکیل «مؤسسه عکاسان رسانه‌ای استان همدان» چه کسی قرار است از حقوق عکاسان دفاع کند؟ یادداشتی که در ادامه می‌خوانید در باب تشکیل «مؤسسه عکاسان رسانه‌ای استان همدان» است، در این یادداشت که برای الوند ارسال شده، نگاهی متفاوت به آغاز این فعالیت‌‎ صنفی شده است. «الوند» با توجه به اینکه تشکیل هر نهاد صنفی را گامی مثبت در جهت ارتقاء آن فعالیت می‌داند؛ اما به دلیل اعتقاد به تضارب آرا، و انتشار نظرهای متفاوت درباب یک موضوع واحد؛ این متن را به نشر می‌رساند.


یادداشت: سجاد وثاق / عکاس


تشکیل یک انجمن صنفی برای حمایت از عکاسان خبری همدان، در ظاهر اتفاقی است که باید از آن استقبال کرد. عکاسان خبری سال‌هاست با مشکلاتی مانند دستمزدهای نامتناسب، قراردادهای غیرشفاف، استفاده بدون رعایت حقوق از آثار، نادیده گرفتن نام عکاس و نبود سازوکاری مؤثر برای پیگیری حقوق حرفه‌ای خود مواجه‌اند.
اما پیش از آنکه بپرسیم این تشکل قرار است چه کاری برای عکاسان انجام دهد، باید یک سؤال اساسی‌تر را مطرح کنیم:

چه کسانی قرار است از حقوق عکاسان دفاع کنند؟

تشکل صنفی زمانی معنا پیدا می‌کند که میان آن و اعضای صنف اعتماد وجود داشته باشد. نمی‌توان از حقوق عکاس سخن گفت، اما سابقه‌ای در همان فضای کاری داشت که خود عکاسان از آن آسیب دیده‌اند و بعد، بدون پاسخ‌گویی درباره آن سوابق، در جایگاه نماینده همان عکاسان قرار گرفت.
در سال‌های گذشته در عکاسی خبری همدان، مناسباتی شکل گرفته که در آن گاهی عکاس به واسطه یک فرد یا مجموعه وارد پروژه شده و در نهایت سهم و جایگاه واقعی او در قرارداد برایش روشن نبوده است. این شیوه اگر قرار باشد در یک تشکل صنفی نیز بازتولید شود، با فلسفه حمایت از عکاس در تضاد است.

عکاس نباید ضعیف‌ترین حلقه زنجیره یک پروژه باشد

اگر قرار است کسی نماینده عکاسان باشد، نخستین وظیفه‌اش باید افزایش قدرت حرفه‌ای و اقتصادی عکاس باشد؛ نه بازتولید رابطه‌ای که در آن عکاس به نیروی ارزان و وابسته تبدیل می‌شود. موضوع فقط پول نیست.
در عکاسی خبری، نام عکاس بخشی از هویت حرفه‌ای اوست. عکس صرفاً یک فایل تصویری نیست که بتوان آن را میان افراد جابه‌جا کرد و صاحب اثر را نادیده گرفت.
در همدان، مانند بسیاری از محیط‌های حرفه‌ای، میان عکاسان نوعی مرام و همکاری وجود داشته است. عکاسان گاهی برای تکمیل یک گزارش خبری عکس‌های خود را در اختیار یکدیگر گذاشته‌اند؛ اگر کسی در برنامه‌ای حضور نداشته، همکارش تصویری برای تکمیل گزارش در اختیار او قرار داده یا از آرشیو یکدیگر استفاده کرده‌اند.
این همکاری، زمانی که بر پایه اعتماد و رعایت حقوق صاحب اثر باشد، بخشی از فرهنگ حرفه‌ای عکاسان است. اما همکاری صنفی با استفاده بدون ضابطه از آثار دیگران تفاوت دارد.
یک تشکل صنفی باید دقیقاً در همین نقطه مرزها را روشن کند.

چه چیزی همکاری حرفه‌ای است و چه چیزی تضییع حق عکاس؟

باید از نام عکاس، اعتبار اثر، آرشیو، حقوق مالکیت و اصول اخلاق حرفه‌ای رسانه حفاظت کند؛ نه اینکه به بهانه حفظ یک جمع یا یک ساختار، رفتارهای نادرست را عادی‌سازی کند.
انجمنی که قرار است از عکاسان و رسانه دفاع کند، باید مانع از آن شود که اعتبار رسانه و اعتماد مردم به خبر و تصویر خدشه‌دار شود. تشکل صنفی قرار نیست یک حلقه بسته برای حفاظت از مناسبات نادرست باشد؛ قرار است سازوکاری برای اصلاح مناسبات نادرست باشد.
اگر در چنین محیطی، انتقاد حرفه‌ای به جای بررسی و پاسخ‌گویی با حذف، فشار یا کنار گذاشتن منتقد پاسخ داده شود، دیگر نمی‌توان از یک تشکل صنفی سالم سخن گفت. صنف زمانی قدرتمند می‌شود که بتواند حتی صدای منتقدان خودش را تحمل کند و برای اعتراض‌های مستند، پاسخ روشن داشته باشد.

مسئولیت نهادهای ناظر
اما یک بخش دیگر این ماجرا متوجه مسئولانی است که مجوز چنین مجموعه‌ای را صادر کرده‌اند. از مسئولانی که وظیفه بررسی و صدور مجوز یک تشکل صنفی را بر عهده دارند، انتظار می‌رود پیش از تأیید، درباره سابقه حرفه‌ای مؤسسان، روابط کاری آنان با اعضای صنف و میزان اعتماد موجود در جامعه هدف بررسی لازم را انجام دهند.
صدور مجوز یک تشکل فقط ثبت یک نام و چند عنوان در یک پرونده اداری نیست. وقتی نهادی با عنوان حمایت از یک صنف مجوز می‌گیرد، به‌طور طبیعی برای افکار عمومی و اعضای آن صنف نیز اعتبار و نمایندگی ایجاد می‌کند.
بنابراین اگر درباره سوابق حرفه‌ای مؤسسان، شیوه همکاری آنان با عکاسان و عملکرد گذشته‌شان پرسش‌های جدی وجود دارد، این پرسش‌ها نمی‌تواند صرفاً با صدور مجوز پایان پیدا کند.
مسئولان صادرکننده مجوز باید بدانند که مسئولیت یک تصمیم اداری با امضای مجوز تمام نمی‌شود؛ نظارت بر عملکرد نهادی که با آن مجوز فعالیت می‌کند نیز اهمیت دارد.
اگر در آینده همان مشکلاتی که عکاسان در گذشته تجربه کرده‌اند در قالب یک تشکل رسمی تکرار شود، نمی‌توان نسبت به نقش و مسئولیت نهادهای ناظر بی‌تفاوت بود. هشدار امروز برای جلوگیری از مسئله‌ای است که ممکن است فردا هزینه آن را خود عکاسان، رسانه‌ها و حتی اعتماد عمومی پرداخت کنند.


خانه مطبوعات؛ زمان شفاف‌سازی است
در این میان، نقش خانه مطبوعات نیز قابل چشم‌پوشی نیست.
در موارد و اختلافاتی که طی سال‌های گذشته در فضای عکاسی خبری همدان پیش آمده، انتظار می‌رفت این نهاد صنفی درباره مسائل مربوط به حقوق عکاسان، اخلاق حرفه‌ای رسانه و نحوه استفاده از آثار موضع روشن‌تری داشته باشد. با این حال، در مواردی سکوت یا نبود موضع رسمی، این پرسش را برای عکاسان ایجاد کرده است که در چنین اختلافاتی دقیقاً چه نهادی باید از حقوق و اصول حرفه‌ای آنان دفاع کند.
اکنون که تشکلی با عنوان حمایت از عکاسان خبری شکل گرفته است، انتظار می‌رود خانه مطبوعات نیز صرفاً از کنار این موضوع عبور نکند.
انتظار از خانه مطبوعات این نیست که از شخص یا تشکلی حمایت یا با آن مخالفت کند؛ انتظار این است که گذشته را شفاف بررسی کند، درباره اصول حرفه‌ای و حقوق عکاسان موضع خود را اعلام کند و معیار مشخصی برای حمایت از اخلاق و حقوق حرفه‌ای رسانه ارائه دهد.
اگر در گذشته درباره استفاده از عکس، حقوق عکاس، نحوه همکاری عکاسان، اعتبار آثار و سایر مسائل حرفه‌ای اختلافاتی وجود داشته، اکنون فرصت مناسبی است که این مسائل بدون ملاحظه افراد و بر اساس اصول حرفه‌ای بررسی شوند.
سکوت در برابر یک مسئله، آن را حل نمی‌کند. همان‌طور که حمایت از یک تشکل نیز نباید به معنای چشم‌پوشی از عملکرد گذشته آن باشد.
خانه مطبوعات، به عنوان نهادی که بخشی از جامعه رسانه‌ای استان را نمایندگی می‌کند، می‌تواند با اعلام موضع شفاف و مبتنی بر اصول حرفه‌ای، به جای آنکه به یک طرف اختلاف تبدیل شود، معیارهای حرفه‌ای را در مرکز بحث قرار دهد.

حمایت مالی یا توانمند کردن عکاس؟
موضوع دیگری که قابل تأمل است، بحث حمایت‌های مالی و دریافت تسهیلات برای عکاسان است.
وام و تسهیلات می‌توانند ابزار حمایتی باشند؛ اما نمی‌توانند جای درآمد حرفه‌ای را بگیرند.
اگر عکاس را در شرایطی نگه داریم که درآمدش از حرفه خودش کفاف زندگی را ندهد و بعد برای او وام و تسهیلات فراهم کنیم، مسئله اصلی را حل نکرده‌ایم. فقط پیامد ضعف اقتصادی او را مدیریت کرده‌ایم.
تشکل صنفی باید کاری کند که عکاس بتواند از حرفه خودش درآمد شایسته داشته باشد؛ نه اینکه فقر حرفه‌ای را با تسهیلات بانکی قابل تحمل‌تر کند.
کسی که قرار است از حق عکاس دفاع کند، باید در مناسبات کاری خودش نیز عکاس را صاحب حق بداند.
به همین دلیل، از نظر من افرادی که در سال‌های گذشته در فضای عکاسی خبری همدان، خودشان در جایگاه واسطه یا طرف قرارداد با عکاسان، محل پرسش و اعتراض درباره حقوق حرفه‌ای عکاسان بوده‌اند، پیش از آنکه بخواهند نماینده این صنف باشند، باید درباره عملکرد گذشته خود پاسخ‌گو باشند.
این حرف مخالفت با اصل تشکل صنفی نیست. برعکس، من معتقدم عکاسان خبری همدان به یک تشکل واقعی و قدرتمند نیاز دارند؛ تشکلی که بتواند درباره دستمزد، قرارداد، حق مؤلف، اعتبار عکس، مالکیت آرشیو و رابطه عکاس با سفارش‌دهنده مطالبه‌گری کند.
اما تشکل صنفی نباید پناهگاه مناسباتی باشد که خودِ صنف سال‌ها برای اصلاح آنها تلاش کرده است.
اگر قرار است انجمنی از عکاسان و رسانه دفاع کند، باید از اصول حرفه‌ای رسانه، صداقت در انتقال واقعیت و اعتماد مردم به تصویر دفاع کند.
باید بتواند با رفتار غیرحرفه‌ای مقابله کند، حتی اگر مرتکب آن رفتار یکی از افراد نزدیک به ساختار خودش باشد.
باید بتواند نقد را بشنود، حتی وقتی نقد علیه خودِ انجمن است.
و باید آن‌قدر شفاف باشد که هیچ عکاسی احساس نکند برای حفظ موقعیت شغلی یا حضور در پروژه‌ها، مجبور است سکوت کند.
من عضو این تشکل نیستم و قصد عضویت در آن را نیز ندارم. اما این موضوع را از یک اختلاف شخصی جدا می‌کنم. بحث، درباره یک فرد یا چند نفر نیست. بحث درباره این است که چه نوع فرهنگی قرار است به نام صنف عکاسان خبری همدان رسمیت پیدا کند.
اگر قرار است تشکلی تشکیل شود، باید سطح اخلاق حرفه‌ای و قدرت اقتصادی عکاس را بالا ببرد؛ نه اینکه مناسبات قدیمی را پشت یک عنوان رسمی پنهان کند.
نمایندگی صنفی با ثبت یک مؤسسه و جمع کردن چند عکاس زیر یک عنوان به وجود نمی‌آید. نمایندگی صنفی، اعتماد می‌خواهد؛ و اعتماد از شفافیت، پاسخ‌گویی و سابقه رفتار حرفه‌ای ساخته می‌شود.