به گزارش الوند به نقل از آفتاب صبح، پروژه گندلهسازی صبا امید غرب خاورمیانه در بیجار در تازهترین اعلام وضعیت خود از مرز ۸۵ درصد پیشرفت فیزیکی عبور کرده و برنامه تکمیل آن تا پایان سال ۱۴۰۵ اعلام شده است. این عدد، در نگاه اول یک خبر مثبت از پیشرفت پروژه است؛ اما برای پروژهای که قرار است یکی از حلقههای زنجیره آهن و فولاد کردستان را تکمیل کند، اهمیت اصلی نه در خود عدد ۸۵ درصد، بلکه در مسیر باقیمانده تا تولید است. آفتاب صبح پیشتر وضعیت این پروژه را دنبال کرده بود و در آخرین دادههای منتشرشده در خردادماه، پیشرفت پروژه حدود ۸۱ درصد اعلام شده بود. اکنون رسیدن پیشرفت به بیش از ۸۵ درصد نشان میدهد عملیات اجرایی همچنان در مسیر تکمیل قرار دارد. اما چهار تا پنج درصد افزایش پیشرفت در این مرحله را نباید با چهار تا پنج درصد ابتدایی پروژه یکسان تلقی کرد. در پروژههای صنعتی، بخش پایانی معمولاً جایی است که نصب تجهیزات، تکمیل تأسیسات، اتصال زیرساختها، تست تجهیزات، راهاندازی سرد و گرم و رفع نواقص میتواند زمانبندی بهرهبرداری را تعیین کند.
بنابراین پرسش اینجاست: پروژه صبا امید از «پیشرفت فیزیکی» عبور کرده و وارد مسیر قطعی «آمادگی برای تولید» شده است یا هنوز بخشی از گلوگاههای راهاندازی باقی مانده است؟
از ۸۱ تا بیش از ۸۵ درصد؛ یک افزایش، اما با یک مطالبه جدید اطلاعات منتشرشده در ماههای گذشته نشان میدهد پیشرفت این پروژه در مقاطع مختلف افزایش یافته است؛ از حدود ۵۰ درصد در سال ۱۴۰۲، به ۵۸ درصد در سال ۱۴۰۳ و سپس به حدود ۸۱ درصد در خرداد ۱۴۰۵ رسیده است. اکنون عبور از ۸۵ درصد، پروژه را وارد مرحلهای کرده که دیگر صرفاً «سرعت ساخت» موضوع اصلی نیست. موضوع اصلی، سرعت تبدیل سرمایهگذاری انجامشده به ظرفیت تولید است. این تفاوت برای صنعت فولاد اهمیت دارد؛ زیرا کارخانهای که ۸۵ درصد پیشرفت فیزیکی دارد اما هنوز در انتظار تکمیل یک تجهیز کلیدی یا زیرساخت ضروری است، الزاماً به همان نسبت به تولید نزدیک نشده است. از این رو، گزارش جدید باید یک سؤال مشخص را دنبال کند: ۲۰ درصد پایانی پروژه دقیقاً شامل چه بخشهایی است و کدامیک از آنها میتواند زمان بهرهبرداری را جابهجا کند؟ چرا صبا امید برای کردستان مهم است؟ پروژه گندلهسازی صبا امید غرب خاورمیانه در شهرستان بیجار و در زمینی به مساحت ۲۸ هکتار اجرا میشود. شرکت، فاز نخست پروژه را با ظرفیت حدود ۹۲۰ هزار تن معرفی کرده و همزمان توسعه فاز بعدی برای دستیابی به ظرفیت ۲ میلیون تن در سال را در چشمانداز خود قرار داده است.اهمیت پروژه فقط به ظرفیت اسمی کارخانه محدود نمیشود. این واحد در زنجیرهای قرار دارد که از معادن سنگآهن صبانور در کردستان آغاز میشود و قرار است بخشی از ارزش افزوده ماده معدنی در داخل استان ایجاد شود. به همین دلیل، بهرهبرداری از صبا امید میتواند به معنای یک گام دیگر در حرکت کردستان از استخراج سنگآهن به سمت فرآوری و تکمیل زنجیره ارزش باشد. از طرف دیگر، شرکت صبا امید اعلام کرده محل کارخانه با توجه به موقعیت معادن سنگآهن صبانور در استان کردستان و در فاصله حدود ۴۰ کیلومتری از معادن موجود انتخاب شده است. این موقعیت، از منظر اقتصادی یک مزیت بالقوه است؛ زیرا فاصله معدن تا واحد فرآوری یکی از متغیرهای مؤثر بر هزینه لجستیک مواد اولیه محسوب میشود.
مسئله اصلی؛ بعد از ۸۵ درصد چه اتفاقی میافتد؟ در این مرحله، پیگیری پروژه باید از «چند درصد پیشرفت کرد؟» به سمت «چه چیزی برای تولید باقی مانده است؟» تغییر کند. برای یک کارخانه گندلهسازی، شاخصهای مهم پایان پروژه فقط تکمیل ساختمانها و سازهها نیستند. تجهیزات اصلی باید نصب و تست شوند، سیستمهای انتقال مواد باید آماده کار باشند، تأمین انرژی باید پایدار باشد، سیستمهای کنترل و اتوماسیون باید عملیاتی شوند و در نهایت کارخانه باید بتواند از مرحله تست به تولید پایدار برسد. بنابراین، اعلام «بیش از ۸۵ درصد پیشرفت» یک نقطه مثبت است؛ اما نقطه تعیینکننده، اعلام درصد پیشرفت راهاندازی و برنامه دقیق ورود به تولید خواهد بود. یک سؤال دیگر؛ خوراک کارخانه آماده است؟ موضوع دیگری که در گزارشهای معمول پروژه کمتر دیده میشود، تأمین خوراک است. کارخانه گندلهسازی بدون خوراک پایدار نمیتواند به ظرفیت اسمی خود برسد. از این منظر، نزدیکی پروژه به معادن صبانور یک مزیت مهم است؛ اما برای سنجش واقعی آمادگی کارخانه باید مشخص شود ظرفیت تأمین کنسانتره مورد نیاز، کیفیت خوراک، برنامه حمل و هماهنگی میان معدن و کارخانه چگونه طراحی شده است. اگر کارخانه آماده باشد اما خوراک به میزان کافی و با مشخصات فنی مورد نیاز تأمین نشود، بخشی از ظرفیت اسمی عملاً بلااستفاده خواهد ماند. بنابراین، آمادگی کارخانه و آمادگی زنجیره خوراک باید همزمان سنجیده شود.
پایان ۱۴۰۵؛ حالا زمانبندی باید دقیقتر شود اعلام تکمیل پروژه تا پایان ۱۴۰۵، اکنون یک زمانبندی مشخص در اختیار مدیران، سرمایهگذاران و افکار عمومی قرار داده است. از اینجا به بعد، مطالبه رسانهای نیز باید دقیقتر باشد. آفتاب صبح پیشنهاد میکند در گزارشهای بعدی پروژه، بهجای اعلام صرف درصد پیشرفت، چند شاخص مشخص منتشر شود:
- درصد تکمیل تجهیزات اصلی؛ - وضعیت نصب و راهاندازی تجهیزات؛ - وضعیت تأمین برق، گاز و آب؛ - وضعیت تأمین خوراک کارخانه؛ - زمان آغاز تست سرد و گرم؛ - زمان تولید آزمایشی؛ - زمان رسیدن به تولید تجاری؛ - و ظرفیت تولید قابل تحقق در ماههای نخست بهرهبرداری. این شاخصها تصویر واقعیتری از فاصله پروژه تا تولید ارائه میکنند.
پیگیری ادامه دارد صبا امید اکنون از مرز ۸۵ درصد گذشته است؛ این پیشرفت نسبت به داده قبلی، نشانه حرکت پروژه به سمت تکمیل است. اما برای آفتاب صبح، نقطه پایان پیگیری همین عدد نیست. مرحله بعدی، سنجش فاصله میان «پیشرفت فیزیکی» و «تولید واقعی» است. اگر برنامه تکمیل تا پایان ۱۴۰۵ محقق شود، پروژه صبا امید میتواند یکی از حلقههای مهم توسعه زنجیره آهن و فولاد کردستان را وارد مرحله عملیاتی کند؛ بهویژه آنکه این پروژه در کنار سایر طرحهای معدنی و فولادی منطقه تعریف شده و هدف آن فقط ایجاد یک واحد منفرد تولیدی نیست.
اما از این مرحله به بعد، سؤال آفتاب صبح روشن است: صبا امید چه زمانی از «۸۵ درصد پیشرفت» به «اولین تن گندله» خواهد رسید؟ این همان نقطهای است که باید در گزارش بعدی، نه با درصد پیشرفت، بلکه با تاریخ تولید و ظرفیت واقعی کارخانه به آن پاسخ داده شود.