حسن گوهرپور پژوهشگر حوزه فلسفه و هنر
حضور دلگرمکنندهی چهرههای ماندگار علوم انسانی و فلسفه در این جلسه، نویدبخش آن بود که هنوز پاسداران خرد، قدر آن نادرهی بیبدیل را میشناسند. بهیقین، آنجا که سخن از ساماندهندهی اندیشهی بشری است، حضور اصحاب علوم انسانی، نه یک انتخاب، که یک الزام شایسته است. اما درد جانکاه آنجاست که در افکار عمومی و حتی در محافل آکادمیک ما، ابعاد سترگ شخصیت شیخ شفا، به یک مداوای جسمانی تقلیل یافته است. ما فراموش کردهایم که ابنسینا، پیش از آنکه طبیب امراض جسم باشد، طبیب اندیشههای جان بود. او مرزهای دانش نظری را جابهجا کرد و طرحی نو در سپهر فلسفه درانداخت که متفکران غربی، تا قرنها میراثبر تفکر او بودند. این غفلت تاریخی، جفایی است که نه تنها عوام، بلکه خواص نیز گاه در آن سهیماند و دخیلاند. دکتر غلامرضا اعوانی در این جلسه اعلام کرد که جهان غرب اما، چنین غفلتی نکرده است. از همان زمان که آثار ابنسینا در «مکتب ترجمهی طلیطله» به لاتین برگردانده شد، تغییر و تغیری در جان فلسفهی مدرسی انداخت. «سن توماس آکویناس»، بزرگترین متکلم مسیحی، گرچه در مواردی منتقد ابنسینا بود، اما شاکلهی اصلی براهین خود را بر پایههای « تفکر و حکمت سینوی» گذاشت. چنانکه در تاریخ فلسفه مدون است، «برهان وجوب و امکان» او در اثبات وجود خداوند و مهمتر از آن، «تمایز میان وجود و ماهیت» در ممکنات، مستقیماً از خوانش آثار ابنسینا به دست آمده است. قرنها بعد، «اتین ژیلسون»، فیلسوف و مورخ برجستهی فرانسوی، ابنسینا را عامل یک «انقلاب متافیزیکی» در غرب خواند؛ انقلابی که موضوع فلسفه را از «جوهر» ارسطویی به «وجود» تغییر داد. به تحلیل ژیلسون، ابنسینا بود که با این تمایز بنیادین، مسیر را برای تکوین الهیات مسیحی و فلسفهی پس از خود هموار ساخت. این تأثیر به قرون وسطی محدود نماند. به استناد تحلیلهای معتبر، ردپای اندیشهی شیخالرئیس را میتوان تا قلب «پدیدارشناسی» قرن بیستم نیز دنبال کرد. «ادموند هوسرل»، بنیانگذار پدیدارشناسی، مفهوم کلیدی «حیث التفاتی» را از استادش «فرانتس برنتانو» وام گرفت؛ مفهومی که برنتانو، خود، آن را از «فلاسفهی مدرسی» گرفته بود که ترجمان لاتین «معقولات اولی و ثانیه» ابنسینا بود. حتی آزمایش ذهنی مشهور «انسان معلق در فضا»ی ابنسینا، شباهتی شگرف با روش «اپوخه» یا تعلیق حکم در پدیدارشناسی «هوسرل» دارد؛ هر دو میکوشند با کنار نهادن جهان مادی، به آگاهی ناب و خودآگاهی سوژه دست یابند. شاگرد او، مارتین هایدگر نیز که پروژه فکریاش بازخوانی و نقد تاریخ متافیزیک غرب بود، نمیتوانست از این میراث چشم بپوشد. نقد بنیادین هایدگر بر «وجود-خدا-شناسی» در سنت فلسفی غرب، در حقیقت نقدی است بر ساختاری که ابنسینا آن را قوام بخشید و فلاسفه مدرسی آن را به ارث بردند؛ ساختاری که در آن، پرسش از «وجود»، با بحث از «موجود برتر» گره میخورد. این چشمانداز جهانی، اهمیت نکات مطروحه در جلسه هیئت امنا را دوچندان میکرد. جناب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در این جلسه به درستی اشاره داشتند که باید از جامعیت شخصیت ابنسینا غافل نشویم و به ابعاد دیگری که در آثار او اشاره شده اعم از نجوم و موسیقی و الهیات و ... نیز بپردازیم. پیشنهاد ایشان مبنی بر «وضعیتسنجی ابنسیناپژوهی در ایران» برای تدوین چشماندازی دقیق در این حوزه، یک ضرورت انکارناپذیر است. در جهانی که برخی همسایگان برای مصادرهی این شخصیت بیبدیل تلاش میکنند، ابنسینا میتواند، به تعبیر جناب وزیر، «حلقهی اتصال ایران با جهان» باشد و در کنار فردوسی، به مثابه «دو بال ایران»، هویت ایرانی را قوام بخشد. نکتهی قابل تأمل دیگر، سخنان دکتر زلفیگل، وزیر اسبق علوم بود. ایشان به تضادی عمیق اشاره کردند و آن ناظر بر این بود که در جوامع توسعهیافته، نخبگان نظری و عقلی به سوی فلسفه سوق داده میشوند تا ذهن ساختارمندشان، فرایندهای توسعه را در تمام ساحتها راهبری کند؛ اما در ایران، اقبال عمومی به سوی علوم تجربی و زوال علوم نظری است و نخبگان ما به جای فلسفه، پزشکی را قلهی موفقیت میدانند. پیشنهادی که ایشان در زمان وزارت خود مبنی بر «دیپلم واحد» به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه داده بودند، تلاشی برای شکستن این بنبست و باز کردن دست دانشآموز برای انتخابی آگاهانهتر بوده است. تاکید دکتر زلفیگل بر این بود که علوم انسانی به ویژه فلسفه؛ ساختار ذهن را به گونهای شکل میدهد که میتواند جهان پیرامون را (نه حدود و ثغور تنها یک علم) صورتبندی کند. دکتر حمید ملانوری شمسی استاندار همدان هم در مورد روز پزشک نکتهی جالبی را مطرح کرد، او بر این نکته تاکید داشت که روز ابن سینا روز همه چیز شده است. از سویی پزشکی است، با تمرکز بر دو حوزهی «طب سنتی و طب ایرانی» و «طب نوین»، از سویی دیگر اصحاب تفکر و خرد آن را به سمت دانش نظری و فلسفه و علوم انسانی میبرند، متألهین وعالمان متاله هم به سوی الهیات و مراسمی این چنینی برای او ترتیب میدهند؛ واقعا این گستردگی باید به چند روز دیگر در تقویم پراکنده شود. من به عنوان استاندار همدان، در روز پزشک چند مراسم کاملا متفاوت دعوت شده بودم، البته مخالف این تکثر نیستم، اما میگویم خوب است این شخصیت چند وجهی دارای روزهای متعددی با نام یا جایگاهش باشد. در این نشست، انشاءالله رحمتی، غلامرضا اعوانی، محمدجواد حقشناس، محمود شالویی، محمدعلی زلفیگل، محمدرضا جوادی، توکل دارایی و حسن گوهرپور حضور داشتند.