حمید فرومند فارغالتحصل هنر
برای مخاطبِ جدی، جنبههای فنیِ صرف در اولویت نیستند؛ اینکه صحنهای روی نگاتیو واقعی ثبت شده، با گرافیک رایانهای ساخته شده یا حتی انیمیشن باشد، تفاوت بنیادینی در اصالت اثر ایجاد نمیکند. تکنیکِ سطح بالا بیشک یک دستاورد صنعتی است، اما لزوماً ضامن خلق یک شاهکار هنری نیست. ستایش یک فیلم منحصراً به دلیل فرمت فیلمبرداریاش، شبیه آن است که رمانی را تنها به این دلیل که با خودنویس نوشته شده و نه با لپتاپ، شاهکار بدانیم! این ویژگیها شاید حاشیهای جذاب بسازند، اما هرگز متن را قوی و تأثیرگذار نمیکنند. یک فیلم اصیل، پیش و بیش از هر چیز به روایتی غنی و گیرا نیاز دارد تا مخاطب را در جهان خود غرق کند؛ مستقل از آنکه خالقش کیست و از چه ابزاری بهره برده است. وقتی اثری به جای تمرکز بر «محتوا و درام»، تماماً بر «تکنیک ساخت» استوار میشود، در عمل نشان میدهد که قصهای برای روایت ندارد. در همین راستا، حتی مترجمی که برگردانش از شاهکار «ادیسه» الهامبخش نولان در ساخت این فیلم بوده، صراحتاً بیان کرده که شخصیتهای اصلی فاقد هرگونه عمق و عاطفهاند و اثر بیش از آنکه روایتی منسجم باشد، به یک «نمایش آتشبازیِ پرسرصدا» میماند. فیلم در بازنمایی مفاهیم فرهنگی و تاریخی نیز سطحی عمل کرده و نتوانسته حتی نیمی از رنجها، نبرد با دیوان و رویارویی با افسونگران را در مسیر بازگشت «ادیسه» به تصویر بکشد. افزون بر ضعفهای روایی، نباید از رویکرد محاسباتی و هوش تجاری نولان غافل شد. او صرفاً برای افزایش شانس موفقیت در اسکار و جلب نظر داوران، نقشهای بسیار کوتاهی (کمتر از ۵ دقیقه) را به بازیگران اقلیت (از جمله سیاهپوستان و همجنسگرایان) اختصاص داده است؛ حضوری تحمیلی که هیچ کارکرد دراماتیک یا توجیه منطقی در بدنه داستان ندارد و تنها ترفندی است تا فیلم را در گردونه رقابتِ جوایز حفظ کند.
درباره اثر جدید کریستوفر نولان فیلم ادیسه اولین پروژه کریستوفر نولان است که بهطور مستقیم تحت لوای استودیو یونیورسال پیکچرز و پس از پایان همکاری ۲۰ ساله با برادران وارنر ساخته میشود. کارگردان شوالیه تاریکی این فیلم را ترکیبی از ژانرهای مختلف میداند. با اینکه The Odyssey در ظاهر یک اکشن اساطیری است، اما نولان اعتقاد دارد که این فیلم حاوی عناصری از ژانر وحشت، معمایی، عاشقانه و حتی مهیج سیاسی است؛ چرا که این داستان اساساً «مادر تمام قصهها» بهحساب میآید. فیلم The Odyssey به چارچوب اصلی حماسه هومر وفادار است، اما با نگاهی که کریستوفر نولان به شخصیتها دارد، انتظار میرود که لایههای روانشناختی عمیقی به داستان اضافه شده باشد. روایت فیلم پس از پایان جنگ ۱۰ ساله تروآ آغاز میشود. اودیسئوس، پادشاه باهوش ایتاکا، پس از پیروزی یونانیان آماده بازگشت به خانه است. اما این سفر که باید تنها چند هفته طول میکشید، بهدلیل خشم خدایان و زنجیرهای از حوادث ناگوار، ۱۰ سال دیگر به درازا میکشد. درحالیکه اودیسئوس در دریاها با موجودات ترسناک و وسوسههای شیطانی دستوپنجه نرم میکند، در ایتاکا وضعیت بحرانی است.
پنلوپه در غیاب شوهرش با گروهی از خواستگاران گستاخ روبهرو است که قصر را اشغال میکنند و با فرض مرگ اودیسئوس قصد تصاحب تخت پادشاهی و ازدواج اجباری با ملکه وفادار ایتاکا را دارند. روایت هومر بیش از هر چیزی با ساختار غیرخطیاش شناخته میشود؛ داستانی که از میانه آغاز میشود و با بازگشت به عقب (فلشبک) وقایع را شرح میدهد.