کد خبر : 143065 تاریخ : 1405/3/25 - 19:26
وضعیت موسیقی همدان و ضرورت پاسخگویی مدیریتی علی آقامحمدی با طرح این پرسش که چگونه موسیقی همدان از حضور ده‌ها گروه در جشنواره‌ها به وضعیت کم‌رمق فعلی رسیده است، اظهار کرد: افت محسوس فعالیت‌های موسیقی در استان نشانه اختلالی جدی در سیاست‌گذاری و مدیریت فرهنگی است.

یادداشت: علی آقامحمدی

موسیقی استان همدان در سال‌های گذشته، به‌ویژه با تلاش هنرمندان، آموزشگاه‌ها، انجمن موسیقی و همراهی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، توانست دوره‌ای از فعالیت‌های منسجم‌تر را در قالب جشنواره‌ها و رویدادهای گروهی تجربه کند. نقطه اوج این روند، برگزاری «سومین جشنواره ملی موسیقی هگمتانه» در سال ۱۴۰۳ بود؛ رویدادی که طی آن ۳۵ گروه موسیقی از استان اعلام آمادگی کردند و بیش از ۲۰ گروه در یک بازه زمانی یک‌هفته‌ای روی صحنه رفتند. این آمار، خود گویای ظرفیت جدی و بالفعل موسیقی استان همدان است.

اما پرسش جدی اینجاست: چگونه در فاصله‌ای کوتاه از آن سطح

امروز بنا بر اظهارات مسئولان، حتی از وجود گروه‌های آماده فعالیت نیز سخن گفته می‌شود. این سقوط محسوس در سطح فعالیت هنری نه یک روند طبیعی، بلکه نشانه اختلالی جدی در سیاست‌گذاری، مدیریت و تداوم حمایت از جریان موسیقی استان است؛ اختلالی که نمی‌توان با سکوت از کنار آن گذشت.

واقعیت این است که موسیقی، فعالیتی مناسبتی و مقطعی نیست. اما آنچه در سال‌های اخیر مشاهده شده، فقدان برنامه‌ریزی مستمر، نبود راهبرد روشن برای حفظ و تقویت گروه‌های موسیقی، و رهاشدگی جریان تولید و اجرا پس از پایان جشنواره‌هاست. نتیجه طبیعی چنین رویکردی، افت انگیزه، پراکندگی گروه‌ها و کاهش فعالیت هنری است؛ وضعیتی که امروز به‌وضوح در فضای موسیقی استان قابل مشاهده است.

در این میان، نقش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن موسیقی استان، نقشی قابل چشم‌پوشی یا توجیه‌پذیر نیست. انتظار بدیهی جامعه هنری آن است که این نهادها صرفاً به برگزاری رویدادهای مقطعی بسنده نکنند، بلکه در قبال استمرار حیات هنری گروه‌ها، حمایت واقعی، هدفمند و قابل ارزیابی ارائه دهند. در غیر این صورت، مسئولیت کاهش فعالیت‌ها نیز ناگزیر متوجه همین ساختارها خواهد بود.

از سوی دیگر، حمایت حداقلی و نمادی از هنرمندان در شرایط دشوار برای حفظ انگیزه و انسجام جامعه موسیقی ضروری است. با وجود منابعی هرچند محدود در صندوق انجمن موسیقی، که متعلق به بدنه هنری است، انتظار می‌رود این منابع در مواقع ضروری برای حمایت از هنرمندان و مدیران آموزشگاه‌ها به‌کار گرفته شود؛ اما در عمل این رویکرد یا بسیار کمرنگ بوده یا به‌صورت مؤثر اجرایی نشده است.
نکته نگران‌کننده دیگر، تنزل جایگاه انجمن موسیقی در فرایندهای اجرایی و تصمیم‌سازی است؛ به‌گونه‌ای که برخی برنامه‌ها به‌جای فضاهای رسمی و تخصصی، در کافه‌ها برگزار می‌شود. این موضوع در میان هنرمندان این پرسش را ایجاد کرده که آیا هدف این برنامه‌ها بیش از آنکه رویدادی هنری باشد، کمک به رونق آن کافه خاص است؛ مسئله‌ای که بدون شفاف‌سازی می‌تواند به اعتماد جامعه هنری آسیب بزند.

در همین زمینه این پرسش‌های روشن نیز مطرح است: چرا فراخوان جشنواره موسیقی اعلام شد اما عملاً برگزار نگردید؟ چرا فراخوان جشنواره تکنوازی موسیقی نیز منتشر شد اما این رویداد نیز به مرحله اجرا نرسید؟ این موارد نیازمند پاسخ شفاف، مستند و قابل قبول از سوی متولیان امر است.

همچنین انتظار جدی جامعه موسیقی آن است که مدیرکل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، به‌صورت کاملاً جدی، تخصصی و مستقیم نسبت به این مسائل ورود کرده و روند موجود را مورد بررسی و آسیب‌شناسی قرار دهد. بی‌تردید ادامه این وضعیت بدون اصلاح ساختاری، می‌تواند به فرسایش سرمایه انسانی موسیقی استان منجر شود.

نمونه‌هایی نیز از ضعف جدی در برگزاری رویدادهای رسمی قابل ذکر است؛ از جمله برخی مراسم نکوداشت هنرمندان پیشکسوت که به دلیل نقص در اطلاع‌رسانی و هماهنگی، به شکلی برگزار شده که حتی شأن و جایگاه هنرمند مورد تجلیل نیز به‌درستی رعایت نشده است. چنین رخدادهایی صرفاً یک خطای اجرایی نیست، بلکه نشانه‌ای از بحران در مدیریت رویدادهای فرهنگی است.

آنچه امروز جامعه موسیقی همدان مطالبه می‌کند نه امتیاز ویژه و نه حمایت غیرواقعی، بلکه مدیریتی پاسخ‌گو، شفاف و مشارکت‌محور است؛ مدیریتی که به‌جای تصمیم‌های بسته و گزارش‌های آماری، از ظرفیت واقعی هنرمندان در سیاست‌گذاری بهره بگیرد و خروجی ملموس در میدان هنر ارائه دهد.