کد خبر : 142999 تاریخ : 1405/3/14 - 23:31
آب، سرمایه مشترک یا درد مشترک؟ طرح شعار «آب سرمایه مشترک» از سوی شرکت آب و فاضلاب استان همدان، به‌درستی بر اهمیت این منبع حیاتی تأکید دارد؛ اما مسئله اساسی اینجاست که این مفهوم تا چه اندازه در سطح مدیریت اجرایی و عملکرد دستگاه‌های مسئول، به یک برنامه عملی تبدیل شده است.

یادداشت: زهرا عزتی

در شرایطی که استان همدان طی سال‌های اخیر با محدودیت‌هایی در حوزه منابع آبی مواجه بوده، دیگر نمی‌توان مدیریت این موضوع را صرفاً به توصیه‌های عمومی و تأکید بر صرفه‌جویی محدود کرد. «سرمایه مشترک» بودن آب، به‌معنای «مسئولیت مشترک» همه دستگاه‌هاست؛ مسئولیتی که باید در عمل نیز قابل مشاهده و ارزیابی باشد.

در این میان، انتظار می‌رود مجموعه‌ای از مدیران ارشد استان، هر یک به‌تناسب وظایف خود، نقش مشخص و شفافی در این حوزه ایفا کنند. از فرهاد بختیاری‌فر، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان همدان که متولی اصلی مدیریت توزیع و مصرف شهری است، تا رضا اخلاص‌مند، مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای استان همدان که مسئولیت منابع و سیاست‌گذاری‌های کلان را بر عهده دارد.

در بخش محیط زیست، نقش شهرام احمدی فارسانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان، در صیانت از منابع طبیعی و کنترل پیامدهای زیست‌محیطی، قابل چشم‌پوشی نیست. در حوزه کشاورزی نیز، رضا بهراملو، رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان همدان، به‌عنوان متولی اصلی پرمصرف‌ترین بخش آب، نقشی تعیین‌کننده در اصلاح الگوی مصرف دارد.

در کنار این‌ها، نقش نهادهایی مانند اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان به مدیریت اسفندیار خزایی، اداره کل هواشناسی استان به مدیریت مهدی رضایی و حتی اداره کل استاندارد به مدیریت سید علی ملیحی، در ایجاد زیرساخت‌های علمی، نظارتی و پیشگیرانه، قابل توجه است. همچنین در حوزه صنعت، انتظار می‌رود اداره صنعت، معدن و تجارت استان به مدیریت محمدعلی محمدی، سهم خود را در مدیریت مصرف آب در بخش تولید به‌صورت جدی ایفا کند.

از سوی دیگر، مدیریت شهری نیز نمی‌تواند از این چرخه خارج باشد. سید مسعود حسینی، شهردار همدان، به‌عنوان یکی از مسئولان مهم در حوزه فرهنگ‌سازی شهری، مدیریت فضای سبز و استفاده از منابع جایگزین، می‌تواند نقشی مؤثر در عملیاتی شدن این شعار داشته باشد.

با این حال، آنچه کمتر در فضای عمومی دیده می‌شود، ارائه یک تصویر منسجم از هماهنگی میان این دستگاه‌ها و اعلام اقدامات مشخص، برنامه‌های زمان‌بندی‌شده و نتایج قابل سنجش است. در نبود چنین شفافیتی، این نگرانی شکل می‌گیرد که «آب سرمایه مشترک» بیش از آنکه یک راهبرد اجرایی باشد، در حد یک ادبیات کلی باقی بماند.

واقعیت این است که عبور از چالش آب، نیازمند یک رویکرد بین‌بخشی، هماهنگ و پاسخ‌گوست؛ رویکردی که در آن، هر دستگاه سهم خود را بپذیرد، عملکرد خود را اعلام کند و در برابر افکار عمومی پاسخ‌گو باشد. در چنین شرایطی، نقش رسانه‌ها نیز صرفاً بازنشر پیام‌ها نیست، بلکه پیگیری همین مسئولیت‌ها و مطالبه شفافیت است.

اگر این هماهنگی و اقدام عملی شکل نگیرد، نتیجه آن برای جامعه چیزی جز تداوم یک «درد مشترک» نخواهد بود؛ دردی که اگرچه همه آن را احساس می‌کنند، اما هنوز مسئولیت آن به‌صورت دقیق و عادلانه میان متولیان تقسیم نشده است.

امروز زمان آن رسیده که «سرمایه مشترک» از سطح شعار عبور کند و به یک برنامه اجرایی، شفاف و قابل ارزیابی تبدیل شود؛ برنامه‌ای که در آن، نام و نقش هر دستگاه مشخص باشد و مردم نیز نتیجه آن را در زندگی روزمره خود لمس کنند.