کد خبر : 142937 تاریخ : 1405/3/4 - 10:34
قابل توجه استانداران استان‌های دارای معدن و صنعت فعال هشدار تیغ تیز لیبرالیزم بر گردن کارگر و نیروی انسانی در صنایع و معادن / سخن رهبری را آویزه‌ی گوشتان کنید در سپهر اندیشه‌ی متعالی، «کارگر» صرفاً یک عامل تولید یا هزینه‌ای در ردیف ترازنامه‌های مالی نیست؛ او معمار تمدن و بازوی توانمند خلق ارزش است.

به گزارش الوند به نقل از پایگاه خبری استان‌سازان (نخستین پایگاه خبری بازتاب‌دهنده اخبار استانداران و استانداری‌های کشور) همان‌طور که برخی تئوریسن‌های حامی نیروی انسانی در تاریخ اندیشه به درستی در تحلیل خود از جایگاه کارگر مطرح کردند، نیروی کار، تنها منشأ خلق ارزش اضافی است؛ یعنی دقیقاً همان چیزی که چرخ‌های صنعت و اقتصاد را به حرکت درمی‌آورد. نادیده گرفتن این حقیقت، نه تنها یک خطای انسانی، که یک نابخردی اقتصادی است.


نقد نگاه لیبرالی؛ آزادی برای چه کسی؟

از نئولیبرالیسم، با نقاب «آزادی بازار»، در واقع دستورالعملی برای انباشت ثروت در دستان اقلیتی خاص است. همان‌گونه که «نوآم چامسکی» در تحلیل ریشه‌ای خود از نئولیبرالیسم بیان می‌کند، این دکترین، ریاضت اقتصادی را بر بدنه‌ی کارگر تحمیل می‌کند تا ثروت هنگفت را به جیب عده‌ای معدود سرازیر کند. این فریب بزرگ که «بازار همه چیز را تنظیم می‌کند»، در واقع پوششی برای مداخله‌ی ساختارها به نفع قدرتمندان است.
شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی، سال‌ها پیش با بصیرتی کم‌نظیر، این فریب را آشکار کرد: «اقتصاد لیبرالیستی به ظاهر از آزادی حرف می‌زند، اما در عمل، عرصه را بر گروه‌های کوچک و محروم تنگ می‌کند» او به‌درستی هشدار داد که در این سیستم، «گوشت روی دنبه می‌رود»؛ یعنی ثروتمندان در میان خود می‌چرخند و توده‌های کارگر، روزبه‌روز در گرداب «کاسه چه کنم» غرق می‌شوند. آنچه این جریان‌های فکری به دنبال آن هستند، در شرایط جنگی و ویژه و حتی در روزگار پس از جنگ، لیبرالیزه کردن اقتصاد ایران است؛ الگویی که در آن «آزادی» تنها برای کسانی است که از پیش صاحب قدرت و ثروت‌اند.

نگاه اسلام و رهبری؛ کارگر، ثروت واقعی است

در مقابل، دیدگاه اسلام و به‌تبع آن راهبردهای مقام معظم رهبری، کارگر را «ثروت» واحد تولیدی می‌داند. تأکید صریح ایشان در روز کارگر امسال مبنی بر «اجتناب از تعدیل نیرو» و «حمایت از کارگران به عنوان سرمایه‌های مولد»، یک فرمان حکیمانه است. این نگاه خیرخواهانه، فراتر از یک توصیه‌ی اخلاقی، یک ضرورت صیانتی برای بقای تولید در دوران‌های رکود است.

پشت‌پرده‌ی خصولتی‌ها؛ از سود سرشار تا بهانه‌ی تسویه‌حساب‌های شخصی با افراد

امروز معادن و صنایع بزرگ کشور که عمدتاً با ساختار «خصولتی» اداره می‌شوند، در حالی که در سال‌های رونق، سودهای کلان و سرشار را میان خود تقسیم کرده‌اند، اکنون در مواجهه با یک رکود سه‌ماهه، اولین قربانی را «نیروی کار» می‌بینند. این در حالی است که این شرکت‌ها به واسطه‌ی پشتوانه‌های مالی عظیم، به راحتی قادرند هزینه‌های کارکنان خود را حتی برای یک سال کامل تأمین کنند.
بسیار دردناک است که در این میان، برخی مدیران به جای اصلاح ساختارهای فسادزا، کاهش ریخت‌وپاش‌های مدیریتی، حذف حقوق‌های نجومی و پایان دادن به «چندشغله بودن» برخی چهره‌های خاص در هیئت‌مدیره‌ها و در ساختار شرکت‌های به ظاهر خصوصی، تیغ تعدیل را بر گلوی کارگر می‌گذارند. بهانه تراشی برای کاهش صادرات و فروش، هرچند واقعیت‌های بازار را نشان می‌دهد، اما ابزاری شده برای «تسویه‌حساب‌های شخصی» و پاک کردن صورت‌مسئله!

اخلاق در خدمت تولید

حفظ نیروی کار در شرایط فعلی، نه فقط یک تکلیف قانونی، بلکه یک آزمون بزرگ انسانی و ملی برای مدیران صنعتی است. اگر صاحبان صنایع به جای فربه‌کردن لایه‌های مدیریتی، به فکر ثبات معیشت کارگران باشند، در دوران گذار از این رکود، با نیروی متخصص و باانگیزه‌ای مواجه خواهند بود که وفاداری‌شان را در سختی‌ها ثابت کرده‌اند.
خطاب به این مدیران باید گفت: به جای هراس‌افکنی در میان خانواده‌های کارگری، از هزینه‌های غیرضروری خود بکاهید. امنیت شغلی کارگر، مقدم بر پاداش‌های آنچنانی هیئت‌مدیره‌ها و حقوق‌ها و سمت‌های متعدد در شرکت‌ها و غیره است.